گلستان محبّت سرو آزادی نمی دارد
بهار عاشقی، مرغ چمن زادی نمی دارد
سحر می خواند بلبل در گلستان از کتاب گل
که علم عاشقی حاجت به استادی نمی دارد
اگر مرغ چمن سیر است و گر کبک بیابانی
که را از دست دل دیدی، که فریادی نمی دارد؟
درین صحرا به صیدی رحمم آید کز زبونیها
سری در حلقهٔ فتراک صیادی نمی دارد
نه تنها غارت ناز است در اسلام پردازی
دیار برهمن هم، دیر آبادی نمی دارد
کدامین فتنه دیدی در قیامتگاه بخت ما
که سر در دامن زلف پریزادی نمی دارد؟
حزین آن دل قرارش چون بود در سینه؟ حیرانم
که زخم از غمزهٔ مژگان جلادی نمی دارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تبیین درد و رنج عاشقانه خود میپردازد و از محدودیتهای عشق و آزادی سخن میگوید. او با اشاره به بلبل که در باغ گل میخواند، بر این نکته تأکید میکند که عشق نیاز به معلم و راهنما ندارد و خود به خود بروز میکند. در ادامه، شاعر از ناامیدی و دشواریهای عشق در دنیای معاصر یاد میکند و احساس میکند که در این دنیای ظاهراً زیبا، هیچ چیز واقعی نیست. همچنین او در نهایت از دل خود که به شدت درگیر درد و ناامیدی است، ابراز ناتوانی میکند و نشان میدهد که زخمهای عشق او را زمینگیر کرده است.
هوش مصنوعی: دنیای عشق و محبت مانند یک گلستان است که در آن آزادی و سرسبزی وجود ندارد. عشق در این فضا نمیتواند همچون پرندهای آزاد و شاد در چمنزار پرواز کند.
هوش مصنوعی: بلبل در صبحگاه در گلستان میخواند و از عشق صحبت میکند. او نشان میدهد که نیازی به استاد ندارد و خود عشق را میفهمد.
هوش مصنوعی: اگر پرندهای در چمن سیر باشد و یا کبکی در دشت، کسی را که از دل شاد است، میبینی که هیچ فریادی نمیزند؟
هوش مصنوعی: در این بیابان، به حال صیدی دلم میسوزد که از شدت ناتوانی و سرگشتگی، به دام صیاد گرفتار شده و هیچ امیدی برای رهایی ندارد.
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره شده که تنها زیبایی و خوشی در جلوهگری و نمایش نیست، بلکه حتی در سرزمین برهمنها (ایند خودش اشاره به فرهنگ هندو دارد) نیز، در دل دیرها و مکانهای مذهبی، آبادانی و زندگی پایدار وجود ندارد. به طور کلی، این بیانگر این است که زیبایی و ارزشها تنها در یک نوع از زندگی یا فرهنگ محدود نمیشوند و مشکلات و کمبودها در همه جا احساس میشود.
هوش مصنوعی: کدام مشکل یا بحران را در روز قیامت یا در سرنوشت خود دیدهایم که ما را از جستجوی زیبایی و عشق دور کند و سرمان را از دامن زلف آن پریزاد بلند نکند؟
هوش مصنوعی: دل حزین و نگران من چه آرامی میتواند داشته باشد در این سینه؟ من حیرانم که چگونه زخمهایی که از نگاههای قاتلانهات میخورم، برطرف نمیشوند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.