مرا مجال سخن، بادهٔ زلال دهد
که شیشه ره به پریخانهٔ خیال دهد
فسرده از سخن سرد خود ستایانم
سرود مطرب کج نغمه، گوشمال دهد
به غیر جذبهٔ خاطر که خضر این وادی ست
به بحر، قطرهٔ ما را که اتصال دهد؟
به حشر نامهٔ اعمال مجرمی ست سفید
که شستشو به عرقهای انفعال دهد
صدف به ابر چرا تهمت سخا بندد؟
ز گوهری که به سعی کف سؤال دهد
شمیم عشق بود تا به حشر خاک مرا
که بوی باده دیرینه ی سفال دهد
حزین به دولت سودای خال و خط کسی ست
که عنبرین قلمت نافه ی غزال دهد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حال و هوای خود در مقام عاشق میپردازد و از تأثیر باده و زیبایی عشق سخن میگوید. او در جستجوی الهام و زیبایی در پریخانه خیال است و در عین حال از نقد کسانی که خود را ستودهاند، مینالد. شاعر به جذبهای اشاره دارد که او را به سوی حقیقت و زیبایی میکشاند و میگوید که حتی نامه اعمال او نزد پروردگار، سفیدی و پاکی خواهد داشت. همچنین به عشق اشاره میکند که او را به دنیای واقعی متصل میکند و در آخر، با اشاره به شخصیتی خاص، ارزش عشق و زیبایی را اینگونه بیان میکند.
هوش مصنوعی: من را فرصتی برای صحبت کردن میدهد، که شراب خالص میتواند مرا به دنیای خیال و تخیل ببرد.
هوش مصنوعی: از کلام سرد و بیاحساسم خسته شدم، آوازهای خوش و زیبا میتوانند به خوبی احساسات من را تسکین دهند.
هوش مصنوعی: علاوه بر جذبهای که دل را به این مکان میکشد، چه چیزی میتواند پیوند دهندهٔ ما به دریا باشد؟
هوش مصنوعی: در قیامت، نامه اعمال یک گناهکار به رنگ سفید است که تحت تأثیر عرق و ندامت او شسته میشود.
هوش مصنوعی: چرا صدف به ابر نسبت به بخشندگی اتهام میزند؟ زیرا که او خود با تلاش و کوشش، گوهر را به دست میآورد.
هوش مصنوعی: عطر عشق مرا به روز قیامت خواهد برد، همانطور که بوی شراب قدیمی از سفالی کوچک به مشام میرسد.
هوش مصنوعی: حزین به دنبال خوشبختی و موقعیتی است که میتواند با زیباییها و جذابیتها مرتبط باشد، مانند خط و خال که زیبایی خاصی به چهره میبخشند. این زیبایی و خوشی به اندازهای ارزشمند است که میتواند به او حس خوشایندی و آرامش بدهد، همانطور که عطر و خوشبویی در گلابی که از قلم زیبای دیگری به وجود آمده، وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوشا که عید به ما وعدۀ وصال دهد
نمازِ شام افق مژدۀ هلال دهد
غلامِ همّتِ آنم که چون بدید هلال
پیا پی ام دو سه ساغر میِ زلال دهد
می ای به ساغرِ سیمین نه حّدِ من باشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.