حیرت زده را تاب رخ یار میاموز
این آینه را طاقت دیدار میاموز
ای کبک دری، پای به اندازه خودکش
طاووس مرا شیوه رفتار میاموز
طوطی، عجب از ساده دلی های تو دارم
گفتار به آن لعل گهربار میاموز
بد مست ز کس حاجت ارشاد ندارد
خونریز به آن چشم جگردار میاموز
ای رند تنک حوصله بگذار حزین را
می خوردن و آشفتن دستار میاموز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تماشای چهره یار و زیباییهای او میپردازد و میگوید شخص حیران نمیتواند این زیبایی را تحمل کند. او از کبک دری درخواست میکند که به اندازه خود رفتار کند و طاووس را به ادب و رفتار صحیح میآموزد. شاعر همچنین به سادگی و صداقت میپردازد و از طوطی که از نا آگاهی دیگران شگفتزده است، یاد میکند. در نهایت، شاعر به خود و دیگران توصیه میکند که در کنار شیرینیهای عشق، باید آداب و قواعد رفتار را بیاموزند و در عین حال به عواطف خود با دقت توجه کنند.
هوش مصنوعی: در شگفتی و حیرت خود، زیبایی چهره محبوب را یاد نگیر، زیرا این آینه قدرت دیدن زیباییهایش را ندارد.
هوش مصنوعی: ای کبک دری، به اندازه خودت، رفتار و زیبایی طاووس را از من نپذیر و تقلید نکن.
هوش مصنوعی: عجب میکنم از سادگی تو، که به طوطی یاد میدهی چگونه با آن زبان زیبا و شیرین صحبت کند.
هوش مصنوعی: اگر کسی که در حال خراب و مست است، نیازی به هدایت و راهنمایی دیگران ندارد. همچنین، کسی که خونریزی میکند، نباید کسی را که چشمانش پر از عواطف و احساسات است، زیر دست بگیرد و آموزش دهد.
هوش مصنوعی: ای انسان عاقل و با ذوق، آشفته شدن و غمگین بودن را از کسی که در مشکلات خود غرق شده یاد نگیر.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.