ای طرّه برافشانده، خدا را ز گدا پرس
احوال پریشانی ما را ز صبا پرس
تا کی گذری از بر ما مست تغافل
یک بار ز حال دل شیدایی ما پرس
ای برق به خرمن زده، از خار میندیش
حال دل زار، از لب هر برگ گیا پرس
گر بی سر و سامانی صحرای جنون را
خواهی که بدانی، ز من آبله پا پرس
افتاد اها حزین در قدم محمل نازت
بی تابی حال دل او را ز درا پرس



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مراد خود که یک معشوق است، خطاب میکند و از او میخواهد که از حال و روز پریشان عاشقش بپرسد. او با نگاهی به زیباییها و رنجهای عاشقی، از معشوق میخواهد تا اندکی توجه به دل شیدایش داشته باشد و از حال او پرسوجو کند. در کل، شعر حس عمیق عشق و longing (آرزو) را به تصویر میکشد و از معشوق میخواهد تا از رنجهای عاشق باخبر شود.
هوش مصنوعی: ای کسی که موهای بلند و زیبا داری، از خدا بپرس حال ما را که مثل گداها در وضعیت بدی به سر میبریم و از نسیم صبح گاهی نیز احوال پر دلواپسیمان را جویا شو.
هوش مصنوعی: چرا تا کی بیتفاوت از کنار ما میگذری؟ یک بار هم حال و وضعیت دل عاشق ما را بپرس.
هوش مصنوعی: ای شمعی که در دل خرمن شعلهور شدهای، نگران خارهای مسیر نباش. حال دلت را درک کن و از هر برگی که میشکفد، بپرس.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از بینظمی و آشفتگی دنیای جنون با خبر شوی، از من که در این مسیر پا گذاشتهام بپرس.
هوش مصنوعی: حزین در کنار گامهای دلنواز تو، بیتابی دلش را از درای دلخواهش میپرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بیپردگی کسوت هستی ز حیا پرس
این جامه حریر است ز عریانی ما پرس
آه است سراغ نم اشکی که نداریم
چون گم شود آیینهٔ شبنم ز هوا پرس
اسرار وفا منحصر کام و زبان نیست
[...]
با زخم تغافل ز لب یار دوا پرس
ز ابروی کجش واقعه قد دو تا پرس
افسانه زلفش که بسی دور و دراز است
کوته کنم این قصه تو از باد صبا پرس
با جوهر تیغش مزن از عرض وفا دم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.