بستم کمر چو عنقا در بی نشانی خویش
بر جا گذاشتم نام، از ناتوانی خویش
چون من کسی مبادا، تنها ز یار و محرم
دل نیست، با که گویم، درد نهانی خویش؟
اشک سبک عنانم صحرانورد وحدت
از شهربند دلها، بردم گرانی خویش
بار گران هستی، از دوش خود فکندیم
جان را کجا توان برد بی یار جانی خویش؟
عهد بهار سست است ای بلبل چمن سیر
گلشن چه طرف بسته، از گل افشانی خویش
تا چند می توان گفت، خونین دلان میازار؟
آن مست، ناز دارد با سرگرانی خویش
شمعی حزین ، نزیبد خاموشیت به محفل
روشن به عالمی کن، آتش زبانی خویش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تنهایی و ناتوانی خود سخن میگوید و احساسات عمیقش را در مورد جدایی و درد به تصویر میکشد. او به یاد یار و محرم خود میافتد و میگوید که در این دنیا بدون عشق و دوستی، زندگی برایش بیمعناست. از بار گران زندگی که بر دوش خود احساس میکند، رهایی میجوید و به دنبال وحدت و آرامش است. همچنین، او به بلبل چمن اشاره میکند که نمیتواند به بهار اعتماد کند و از درد و رنج دیگران هم غفلت نمیکند. شاعر در نهایت، با اشاره به نور و روشنایی ناشی از کلام خود، میخواهد که به جای سکوت، صدایش را در عالم طنینانداز کند.
هوش مصنوعی: به خودم مسلط شدهام و مانند پرندهای افسانهای، در دنیای ناشناختهها گام برداشتهام. تنها چیزی که از خود به جا گذاشتهام، نام من است که حاصل ناتوانیها و کمبودهای من است.
هوش مصنوعی: من همچون کسی نیستم که تنها از یار و کسی که با دلش آشنا باشد، سراغ بگیرم. حالا با که باید درد و راز درونم را بگویم؟
هوش مصنوعی: اشک من به عنوان نشانهای از احساسات عمیقم، آزادانه در سفر به سمت وحدت و یکی شدن میرسد. این باری که بر دوش دارم، ناشی از وابستگیها و دلمشغولیهای عاطفیم به دیگران است.
هوش مصنوعی: بار سنگین زندگی را از دوش خود برداشتهایم، اما بدون همراه و یار جان خود، نمیدانیم کجا برویم.
هوش مصنوعی: بلبل عزیز، دوران بهار دوام زیادی ندارد. با وجود این، باغ و گلستان شاهد زیباییهای تو هستند که به همه جا پخش میشود.
هوش مصنوعی: چقدر میتوان بر دلهای خونین و رنجیده دردمند اصرار کرد؟ آن عاشق مست با رضایت و خوشی خود در حال لذتبردن است.
هوش مصنوعی: شمعی غمگین در گوشهای قرار دارد و خاموش بودنش در جمع روشنها جایی ندارد. برای جهانی که در آن هستی، آتش وجود خود را به زبان بیاور.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر دشمنان شمردم، عیب نهانی خویش
خود را خلاص کردم، از پاسبانی خویش
بر دشمنان شمردم عیب نهانی خویش
خود را خلاص کردم از پاسبانی خویش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.