عشاق را ز سیر گل و ارغوان چه حظ؟
بی جلوه جمال تو از گلستان چه حظ؟
دور از وصال یار چه لذت ز روزگار؟
بی یوسف از مرافقت کاروان چه حظ؟
از سیرگل به دیده خلد خار بی رخت
دور از قدت ز جلوهٔ سرو روان چه حظ؟
ما لذتی ز خلوت و کثرت نمی بریم
از خود گذشته را ز کنار و میان چه حظ؟
عیش وطن چه کار کند با دل حزین ؟
مرغ شکسته بال مرا ز آشیان چه حظ؟


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان اندوه و کمبود لذتهای زندگی در غیاب محبوب میپردازد. او با اشاره به زیباییهای طبیعت، نشان میدهد که بدون وجود معشوق، هیچ لذتی از آنها نمیبرد. همچنین، دور از وصال یار، زندگی معنایی ندارد و حتی نشانههایی از سرزندگی و نشاط نیز بیمحتوا به نظر میرسند. در نهایت، شاعر به وضعیت خود به عنوان کسی که به وطن تعلق ندارد میافزاید و حسرت زندگی سرشار از عشق را ابراز میکند.
هوش مصنوعی: عاشقها از زیبایی گل و درختان ارغوان چه بهرهای میبرند؟ بدون حضور زیبایی تو، از باغ چه لذتی میتوانند ببرند؟
هوش مصنوعی: دور از دیدن محبوب چه لذتی از زندگی میتوان برد؟ بدون یوسف، از همراهی کاروان چه بهرهای میتوان گرفت؟
هوش مصنوعی: اگر از باغ گل به تماشای خارهای بیحضور تو نگاه کنم، با اینکه سرو زیبایی در نظر است، چه لذتی میتوانم ببرم؟
هوش مصنوعی: ما از تنهایی و شلوغی لذتی نمیبریم و از گذشتهامان نیز چیزی نمیچشیم.
هوش مصنوعی: زندگی در وطن چه کاری میتواند با دل غمگین و ناراحت من انجام دهد؟ من، مثل پرندهای که بالهایش شکسته، از لانهام چه لذتی میتوانم ببرم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.