چون شاخ گل از باد سحر، بار فشاندم
در دامن مطرب، سر و دستار فشاندم
بنیاد هوس ریخت، ز پا کوفتن دل
بر هر دو جهان دست به یکبار فشاندم
فیض کرم ابر سیهکاسه چه باشد؟
مژگان تر خویش به گلزار فشاندم
تا از مژه خالی نبود مائدهٔ خون
مشت نمکی بر دل افگار فشاندم
شرمندهٔ کس نیستم از کلک چو نیسان
یکسان گهر خود به گل و خار فشاندم
از فیض، تهی بود کنار گل و نسرین
دامان نقاب تو به گلزار فشاندم
از حوصلهٔ دل قدری بیشتر آمد
خونابه اشکی که به ناچار فشاندم
جبریل به این مرگ نمردهست که جان را
پروانهصفت در قدم یار فشاندم
کردم به چمن یاد بهار خط سبزت
در بستر نسرین و سمن خار فشاندم
ازشکوه غرض مرحمت یار، حزین نیست
گردیست که از خاطر افگار فشاندم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با استفاده از تناسبات طبیعی و تصاویری شگرف به بیان احساسات عاشقانه و عواطف خود میپردازد. او از زیبایی گل و باغ سخن میگوید و نشان میدهد که چگونه عشق و هوس بر زندگیاش تاثیر گذاشته است. در این شعر، به نوعی ابراز وجود و رهایی از قید و بندهای دنیا را مشاهده میکنیم، جایی که شاعر تمامی عواطف و دردهایش را بدون قید و شرط به نمایش میگذارد. در نهایت، او به رابطهاش با معشوق و یادآوری لحظات شیرین و تلخ عشق میپردازد و از این رویه بیپروایی و شوریدگی خود لذت میبرد.
هوش مصنوعی: در صبحگاهان، مانند شاخه گل از وزش باد، گلها را به دامن نوازنده ریختم و سر و دستار خود را بر سر و صورت افشاندن.
هوش مصنوعی: من پایههای آرزوهای خود را ویران کردم و با دل شکستهام، در یک لحظه همه چیز را در هر دو جهان رها کردم.
هوش مصنوعی: موجودی که از کرم و لطف بینهایت بهرهمند است، مانند ابر تیرهای است که نمیتواند بارش داشته باشد. اما من اشک و مژگان خود را به باغ گل افشاندم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که مژههایم خالی از اشک نیستند، به دلbroken و افسردهام، نمک زخمهایش را میپاشم.
هوش مصنوعی: من از هیچکس شرمنده نیستم، چون مانند نیسان (نوعی وسیله نقلیه) در هر شرایطی و با هر چیزی که دارم، بهسادگی زیبایی و ارزشم را در میان گل و خار پخش کردهام.
هوش مصنوعی: کنار گل و نسرین، از فیض و نعمت خالی بود، اما من دامان نقاب تو را در باغ گلابی پخش کردم.
هوش مصنوعی: از شدت احساس و دلشکستگی، اشکهایی را که ناچاراً ریختم، بیش از حد طاقت دل به نظر میآید.
هوش مصنوعی: جبریل به این نوع مرگ نمیمیرد که جان را مانند پروانهای در پای یار بریزم.
هوش مصنوعی: در بهار، یاد تو را با خط سبز در میان گلهای نسرین و سمن به تصویر کشیدم و گلها را به خاطر تو پراکنده کردم.
هوش مصنوعی: ناراحتی و غم من از لطف و محبت یار نیست؛ بلکه این فقط نشانهای است از دلی که به خاطر افکار سنگین و غمگین به درد آمده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.