به پای خم اگر یکبار طالع بار می دادم
به دست آسمان یک ساغر سرشار می دادم
اگر اسلام را می بود ربطی با سر زلفش
ز زاهد می گرفتم سبحه و زنّار می دادم
نهال طالعم روزی گل عشرت به سر میزد
که در خون ناوکت را غوطه تا سوفار می دادم
خوشا روزی که از بی باکی عشق تو چون جوهر
رگ جان را به تیغ غمزه خونخوار می دادم
حزین ، امشب نمی دانم تسلّی چون کنم دل را
اگر می کرد باور، وعدهٔ دیدار می دادم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به آرزوهای ناتمامی در پیوند با عشق و طالعش اشاره میکند. او با در خواست نوشیدن از جام عشق، احساسات عمیقش را نسبت به معشوق بیان میکند و بر این باور است که اگر عشق با دین و زندهدلی پیوندی داشت، میتوانست از زهاد بهرهبرداری کند. شاعر به یاد روزهایی که ممکن بود خوشبختی را تجربه کند، حسرت میخورد و از احساسات غمانگیز و پر دردش صحبت میکند. او در نهایت ابراز میکند که تسلی دلش را در وعده ملاقات با معشوق جستجو میکند.
هوش مصنوعی: اگر یک بار شانس به من رو می آورد و در کنار مینوشیدم، از آسمان میخواستم که یک جام پر از شراب به من بدهد.
هوش مصنوعی: اگر اسلام به سر زلف محبوب ارتباطی داشت، من از زاهدان میخواستم تسبیح و کمربند بدهم.
هوش مصنوعی: در زمانهایی که زندگی پر از شادی و خوشبختی بود، من به شدت غمگین و در حال غوطهوری در مشکلات و دردهایم بودم.
هوش مصنوعی: چه خوب است روزی که من با بیپروايي عشق تو مانند مایع زندگیام، خون را به تیغ تند و خطرناک عشق تقدیم میکردم.
هوش مصنوعی: حزین، امشب نمیدانم چگونه میتوانم دل خود را آرام کنم. اگر دل من میپذیرفت، وعده دیدار با تو را میدادم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.