ما چاک به دامن زدهٔ تهمت عشقیم
واعظ سر خود گیر که ما امّت عشقیم
عاری بود از عکس خودی آینهٔ ما
آتش به دل و جان زدهٔ غیرت عشقیم
کس را نرسد درحق ما ردّ و قبولی
ما گر بد، اگر نیک، که از حضرت عشقیم
بیرون نتوانیم شد از کوی محبت
پروانه صفت سوختهٔ خلوت عشقیم
نبود خطر از برق فنا حاصل ما را
ما خود دل و دین باختهٔ همّت عشقیم
آسایش دل هاست حزین ، زمزمهٔ ما
ما نغمه طراز چمن عشرت عشقیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حال و هوای عاشقانی میپردازد که خود را در دامن عشق غوطهور میبینند و به تهمتها و قضاوتهای دیگران بیاعتنا هستند. ایشان بر این باورند که هیچکس نمیتواند حقیقت عشق آنان را درک کند و آنها تنها به عشق و محبت وابستهاند. آینهٔ وجودشان عاری از خودخواهی است و فقط شعله عشق در دل و جانشان میدرخشد. شاعر تأکید میکند که در کوی محبت نمیتوان از عشق فاصله گرفت و زندگی دلها در نغمههای عاشقانهاش جاری است.
هوش مصنوعی: ما در پی عشق و محبتیم و به سنن این راه پایبندیم. واعظ، تو هم به خودت برس و از قضاوتهای نادرست دور شو، چون ما پیروان عشق هستیم.
هوش مصنوعی: آینه از خود تصویر نمیسازد؛ اما عشق ما مانند آتش در دل و جان شعلهور است.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند دربارهٔ ما قضاوتی داشته باشد، چه قضاوتشان خوب باشد و چه بد، زیرا ما از عشق الهی هستیم.
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم از محل عشق و محبت خارج شویم، زیرا مانند پروانهای سوخته در کنار عشق باقی ماندهایم.
هوش مصنوعی: ما از خطر نابودی نمیترسیم، زیرا ما خود را به عشق و آرزو دادهایم و دل و دینمان را فدای این راه کردهایم.
هوش مصنوعی: دلها در آرامش هستند، آواز ما لحن زیبای محبت و شادی است که نشاندهندهٔ عشق ماست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.