به امّیدی که لعل جرعهنوشی میزند خونم
چو می از آتش خود خام جوشی میزند خونم
می منصوریم پیموده پیغام همآغوشی
نوای وحدت از فیض سروشی میزند خونم
به شکر تیغ او چون غنچه کامم صد زبان دارد
هزاران نکتهٔ رنگین به گوشی میزند خونم
نباشد شکوه در محشر، شهیدان تغافل را
نفس دزدیده از لعل خموشی میزند خونم
فغان کز سادهلوحی خرقهپوش شهر پندارد
که تهمت بر خط مشکینهپوشی میزند خونم
من آن صید ز جان سیرم، کمینگاه شهادت را
که موج اشتیاق کینهکوشی میزند خونم
حزین از من سبوی چرخ سنگین دل خطر دارد
به موج شور این میخانه جوشی میزند خونم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و شوقی عمیق نسبت به معشوق پرداخته و در تصاویر مختلفی احساسات خود را بیان میکند. او از تأثیر لعل و می بر جان و دل خود سخن میگوید و این دو را نمادهای عشق و زیبایی معرفی میکند. وفاداری به معشوق و اشتیاق به وصال در پس تمامی ابیات مشاهده میشود، همچنین اشاره به چالشها و خطرات عشق و اعتقاد به شهادت در این مسیر نیز مشهود است. شاعر از پیچیدگیهای احساسات و تصورات دل خود میگوید و به شکوه عشق در محشر و انعکاس آن در دنیای پیرامونش اشاره میکند. این شعر در نهایت به جستوجوی حقیقت و تجسم جمال معشوق منتهی میشود.
هوش مصنوعی: با امید به اینکه شخص محبوب مانند لعل، برایم جرعهای مینوشد، خونم در اثر عشق و آتش اشتیاق به جوش میآید.
هوش مصنوعی: من به می و محبت مایل شدهام و در پی رسالتی از عشق به سر میبرم. صدای واحد و یکی شدن احساسات در اثر الهام و روحی که از من عبور میکند، در جانم به جوش آمده است.
هوش مصنوعی: شکرانهی تیغ او به قدری لذتبخش است که مانند غنچهای در کام من، هزاران نکتهی زیبا و رنگارنگ را به گوشم میرساند و درونم را پر از حس و شور میکند.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، هیچگونه اعتراضی وجود نخواهد داشت، زیرا شهیدان از درد غفلت، نفسهای دردمندشان را به خاطر سکوتی که مانند سنگ است، حس میکنند و این احساس عمیق، جانم را تحت تاثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: نالهای از این دارم که انسانهای نادان و سادهلوحی که در شهر زندگی میکنند، فکر میکنند هر کسی که لباس ساده و عادی پوشیده مورد اتهام قرار میگیرد. این تصور نادرست و بیاساس باعث میشود که درد و رنج من بیشتر شود.
هوش مصنوعی: من از زندگی و آرزوهای خود خسته شدهام و به دنبال ظهور شهیدانی هستم که به خاطر شوق و عشق به حقیقت، به قربانی شدن آمادهاند. در این راه، عواطف و احساسات من مانند جریانی پرشور و آتشین به خونم دمیده میشود.
هوش مصنوعی: حزین از دل سنگین و غمانگیز من میترسد و به خاطر شدت احساساتی که در این میخانه به وجود آمده، خونم به جوش میآید و درونم پر از اضطراب و فعالیتهای شدید است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مگو همدم مگو بیهوده جوشی میزند خونم
که جوشی از هوای سرخپوشی میزند خونم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.