ز حیلت سازی نفس صلاح اندیش می ترسم
نمی ترسم من از بیگانگان، از خویش می ترسم
نکردم هرگز از تیغ قضا پهلو تهی امّا
ز آه دردناک سینه های ریش می ترسم
به خود نسپرده ام در عاشقی هر چند ایمانی
ز دست اندازی آن زلف کافر کیش می ترسم
نگاه تلخ باشد گرچه دشمن، جان شیرین را
از آن مژگان زهرآلوده پیکان بیش می ترسم
برد بانگ دهل از دور، دل، آشفته حالان را
من از آوازه ی این عقل دوراندیش می ترسم
پر از زنبور باشد شهد دولت اهل دنیا را
نیالایم دهان خود به نوش و نیش، می ترسم
حزین از بیم حشر آسوده ام، از خود هراسانم
نمی ترسم ز حق، از کرده های خویش می ترسم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از ترسهای درونی و ضعفهای خود سخن میگوید. او از حیلههای نفس و اندیشههای غلط میترسد و تأکید میکند که بیشتر از بیگانگان به ذات خود و اشتباهاتش هراسان است. با وجود اینکه خود را در مقابل قضا و سرنوشت ناتوان نمیبیند، اما درد و زخمهای عاطفی او را میآزارد. همچنین از عشق و دلدادگی میترسد، چرا که از دسیسههای عاشقانه میهراسد و به زهرآلود بودن نگاهی که با ناامیدی به او مینگرد توجه دارد. در نهایت، او از روز قیامت و عواقب اعمالش نگران است و این ترس از درونش، در برابر حق همواره با اوست.
هوش مصنوعی: من از تدبیر و فریب نفس خودم میترسم، نه از دشمنان و بیگانگان. ترس من از آشناهایی است که در درون خودم وجود دارد.
هوش مصنوعی: هرگز از سرنوشت و تقدیر خود فرار نکردهام، اما از نالههای جانسوز و دردناک درونم میترسم.
هوش مصنوعی: من در عشق به خودم وابسته نیستم، هر چند به عشق ایمان دارم، اما از تأثیر آن زلف کافر و دلربا میترسم.
هوش مصنوعی: اگرچه دشمن نگاه تلخی دارد، اما من از چشمان زهرآلود او بیشتر میترسم چون ممکن است جان شیرینم را به خطر اندازد.
هوش مصنوعی: صدای دهل از دور میآید و دلهای آشفته را دچار اضطراب میکند. من از این صدا و از این عقل دوراندیش نگران هستم.
هوش مصنوعی: دنیای مالی و مادی مانند عسل شیرین است که پر از زنبورهای خطرناک است. من نمیخواهم به آن شیرینی نزدیک شوم چون از نیش زنبورها وحشت دارم.
هوش مصنوعی: حزین از نگرانی روز قیامت راحت هستم، اما از خودم میترسم. از حق و عدالت خدا نمیترسم، بلکه از اعمال خودم نگرانم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من از دشمن فزون از نفس کافر کیش می ترسم
ز دشمن دیگران ترسند و من از خویش می ترسم
نگاه موشکافان را نظر بر عاقبت باشد
ز نوش این جهان تلخ بیش از نیش می ترسم
میانجی سنگ ره می گردد ارباب توکل را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.