نشد فغان به اثر تا ره جنون نزدم
سخن به نشئه نشد تا نفس به خون نزدم
گرفته است سبوی مرا به سنگ چرا؟
گلی به شیشهٔ این چرخ آبگون نزدم
به نزد شعبده بازان پیاده فرزین است
منم که نقش دغل با سپهر دون نزدم
سبک سران پی کلکم روند و افسوس است
که نعل رخش سخن را چرا نگون نزدم؟
چو سلک نظم جگر پاره ها گسسته حزین
گره به رشته این اشک لاله گون نزدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنجی سخن میگوید که نمیتواند آن را به گونهای مؤثر ابراز کند. او به ناکامیاش در بیان احساسات اشاره کرده و از احساس یأس و فقدان بهرهگیری از کلمات شکایت دارد. چالش بین زندگی و هنر، موانع و محدودیتهایی که بر سر راهش وجود دارد، به وضوح در اشعارش نمایان است و در نهایت، به نظر میرسد که او به عواطف عمیق خود نتوانسته دست یابد.
هوش مصنوعی: نتوانستم فریاد کنم تا زمانی که به حالت جنون نزدیک شوم. سخن از حال خوشی نگفتم تا زمانی که نفسام به خون آغشته شده باشد.
هوش مصنوعی: چرا سبوی من را به سنگ زدهای؟ من که گلی به شیشهٔ این دنیا که پر از آب است نزدهام.
هوش مصنوعی: در میان جادوگران و شعبدهبازان، من تنها کسی هستم که در برابر آسمان پست، با ترفندهای خود بازی نکردهام.
هوش مصنوعی: افراد سرشناس و مهم به دنبال من میآیند و افسوس که چرا نتوانستم به خوبی مطالب خود را بیان کنم و سخن خود را به درستی منتقل نمایم.
هوش مصنوعی: وقتی که جگرم از درد پاره پاره است و غمگینم، گرهای از این اشکهایی که مانند گل لالهاند، به رشته میزنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.