ابرکفت بنازم، فیضی ببار ساقی
گرد سرت بگردم، جامی بیار، ساقی
برخیز و جلوه سرکن، بگشای جعد مشکین
باد از دم بهاران، شد مشکبار، ساقی
ساغر بده که آید، آبی به روی کارم
از زهد خشک دارم، بر دل غبار، ساقی
از شیوهٔ نگاهت، وز جلوهٔ جمالت
می در پیاله دارم، گل در کنار ساقی
اوراق زهد و تقوا، بر باد ده حزین را
از خون توبهٔ ما، بشکن خمار، ساقی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از ساقی میخواهد تا او را با شراب سیراب کند و غم و غصههای زندگی را فراموش کند. او به زیباییهای ساقی و جلوههای دلربای او اشاره میکند و از آنها درخواست دارد تا دلش را شاد کنند. شاعر از زهد و تقوای خشک گلایه دارد و به ساقی میگوید که باید اوراق زهد را فراموش کرده و به او آزادی و شجاعت ببخشد تا روحش از غبار توبه رهایی یابد. در این شعر، شادی و عشق به زندگی در کنار زیبایی بیداد میکند.
هوش مصنوعی: ابر را تحسین میکنم که باران رحمت را میافشاند. ای ساقی، دور تو میچرخم و از تو میخواهم که جامی به من بدهی.
هوش مصنوعی: شاد باش و زیبایی خود را نمایش بده، بگذار تا درنفس باد بهاری، تردی زلف سیاه نزدیکی بیشتر شود و همگان را غرق در عطر خوش خود کند. ای ساقی!
هوش مصنوعی: لیوانی به من بده تا از آن آب شفاف و زلالی بر چهرهام بریزد. من از زهد و ریاضت خستهام و دل من پر از غبار است، ای ساقی.
هوش مصنوعی: از طرز نگاه تو و زیباییات، چون مینوشم، در پیالهام زلالی و طراوتی مانند گل وجود دارد و این لذت را کنار ساقی تجربه میکنم.
هوش مصنوعی: کتابهای زهد و پرهیز را نادیده بگیر و این درد دل حزین را فراموش کن. از شراب توبهی ما پردهبرداری کن و ما را از کدورتها رها کن، ای ساقی!
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.