تراوشهای موج خون، کند غمخواری ما را
که شوید مرهم از رخساره، زخم کاری ما را
محبت گر نبودی، زندگانی مشکل افتادی
غم عشق تو آسان می کند دشواری ما را
به این عشرت دهان زخم دل خندان نمی بودی
اگر غیرت نمی بستی لب زنهاری ما را
طمع رسم عیادت کی کند دل؟ کز پس مردن
مگر آن بی مروت بشنود، بیماری ما را
ز کف بربوده ایمان حزین را زلف او، زاهد
مگو از سجده دیگر، کافر زنّاری ما را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و غم ناشی از جدایی و عشق سخن میگوید. او تأکید میکند که بدون محبت محبوب، زندگی به سختی میگذرد و غم عشق میتواند شرایط دشوار را آسان کند. همچنین اشاره میشود که اگر محبوب او به او توجه نکند، زخمهای دل او هرگز شاد نخواهد شد. شاعر احساس میکند که دیگران نمیتوانند درمانی برای دردهای او پیدا کنند و در نهایت به زهد و ایمان خود در مقابل عشق اشاره میکند و میگوید که زیبایی محبوبش ایمان او را تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: خون ما به آرامی جاری است و غم ما را تسکین نمیدهد. کسی که میتواند زخمهای عمیق ما را مداوا کند، باید ابتدا آثار درد را از چهرهمان پاک کند.
هوش مصنوعی: اگر عشق نباشد، زندگی سخت و دشوار خواهد بود، اما عشق تو میتواند مشکلات و سختیهای ما را آسانتر کند.
هوش مصنوعی: اگر به این خوشیها و لذتها لبخند زخم دل نمیزد، این دلیلش این است که تو اگر غیرت و عشق را در دلمان نمیگذاشتی، ما هرگز از غم و اندوه رها نمیشدیم.
هوش مصنوعی: دل کی طمع میکند که به عیادت بیاید؟ آیا پس از مرگ ما، آن بیرحم خبر بیماری ما را خواهد شنید؟
هوش مصنوعی: دعای زاهدانه دیگر را کنار بگذار، چرا که موی او ایمان را از من گرفته است. من به زعم خود کافر هستم، اما عشق او مرا به سجده میکشاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.