یکایک از نظرم نور پیکران رفتند
ستاره های شب افروزم از میان رفتند
به زمهریر جهان، هم صفیر زاغانم
خزان رسید و گل افسرد و بلبلان رفتند
ز خون دل شکنم بعد از این خمار، مگر
به سنگ، لاله قدح زد که می کشان رفتند
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
یکایک از نظرم نور پیکران رفتند
ستاره های شب افروزم از میان رفتند
به زمهریر جهان، هم صفیر زاغانم
خزان رسید و گل افسرد و بلبلان رفتند
ز خون دل شکنم بعد از این خمار، مگر
به سنگ، لاله قدح زد که می کشان رفتند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حسرت و اندوهی عمیق اشاره میکند که ناشی از فقدان زیباییها و عشقهاست. او به از دست رفتن ستارگان و بلبلان میپردازد و به نوعی به سردی و زوال زندگی و عشق اشاره میکند. انعکاس احساس خستگی و درد ناشی از شکستهای عاطفی و زندگی در کلمات او به خوبی حس میشود، به ویژه در ارتباط با گلها و می که نماد جوانی و طراوت است. در نهایت، شاعر با اشاره به درد و رنج، از حال خویش سخن میگوید.
هوش مصنوعی: به تدریج، تمام زیباییها و روشناییهای زندگی از نظرم ناپدید شدند، مانند ستارههایی که در شب درخشان بودند و حالا دیگر اثری از آنها نیست.
هوش مصنوعی: در هوای سرد و یخبندان این دنیا، مانند پرندگان سیاه رنگ به جستجوی سرما هستم. فصل پاییز فرا رسیده و گلها پژمرده شدهاند و بلبلها نیز رفتهاند.
هوش مصنوعی: از رنج و درد درونی که دارم، دیگر نمیتوانم به حالت مستی ادامه دهم؛ مگر اینکه لالهها، با سنگ، شکسته شوند و آنها در عین ناباوری در حال رفتناند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مسافران که در این ره به کاروان رفتند
عجب مدار که از فتنه در امان رفتند
دلا چو جان و جهان فانی اند اهل نظر
به ترک جان بگرفتند و از جهان رفتند
از این منازل فانی به عزم شهر بقا
[...]
گذشت عمر و حریفان هم از جهان رفتند
کجا روم چکنم زانکه بی نشان رفتند
درین سفر همه با چشم خونفشان رفتند
دریغ قافله عمر کانچنان رفتند
چهسان زنم نفسی خوش که همدمان رفتند
مرا گذاشته تنها یکان یکان رفتند
نه سرو ماند درین گلستان نه آب روان
دریغ و درد که پاکان ز آستان رفتند
ز صوت زاغ و زغن گوش شد خراشیده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.