داغ است و سینه در عشق، صبح و ستاره ما
خورشید سر برآورد، از جیب پارهٔ ما
از ناوک نگاهت، خاطر نشد تسلّی
بگذشت غافل از دل، مست گذارهٔ ما
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
داغ است و سینه در عشق، صبح و ستاره ما
خورشید سر برآورد، از جیب پارهٔ ما
از ناوک نگاهت، خاطر نشد تسلّی
بگذشت غافل از دل، مست گذارهٔ ما


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و داغ عشق سخن میگوید و به توصیف احساسات عمیق و ظلمانیاش در برابر زیبایی معشوق میپردازد. او به بلندترین و درخشانترین نور، یعنی خورشید، اشاره میکند که در میان پارههای وجودش طلوع میکند. احساس ناتوانی از فراموش کردن معشوق و تاثیر نگاه او بر دلش، حسرت و غم عمیق او را به تصویر میکشد. این ابراز احساسات بیانگر جدایی و longing است که در دل شاعر نسبت به محبوبش وجود دارد.
هوش مصنوعی: در دل عشق، آتش سوزانی وجود دارد و صبح و ستارهها، همچون خورشیدی که از دل غمهای ما بیرون میآید، روشنایی میبخشند.
هوش مصنوعی: نگاه تو مانند تیر است و دل مرا آرام نمیکند. در میان این حال، کسی از حال و وضعیت ما غافل است و بیخبر میگذرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.