افسوس که صاحبدل دانا ز جهان رفت
نی نی غلطم، بلکه جهان را دل و جان رفت
پیرایه دِهِ صورت و آرایش معنی
مرآت دل و دیدهٔ صاحب نظران رفت
یکتاگهر بحر فضیلت که ز عزت
تا ساحل قدس، از صدف کون و مکان رفت
شد دوستیِ آل نبی کشتیِ نوحش
از موج خطر، در کنف امن و امان رفت
زین غمکده، تا مصطبهٔ قدس، خرامید
زین کلبهٔ ویرانه به روضات جنان رفت
بر خویش اگر جهل ببالد عجبی نیست
دانای زمن، فخر زمین، خیر زمان رفت
از خاک برآور سری، ای نخل خمیده
یک بار ببین، بی تو چه بر پیر و جوان رفت
نبود خبرت،گر ز دل خون شدهٔ ما
بنگر که چه از دیدهٔ خونابه فشان رفت
زین واقعهٔ صعب جهان را دل و جان رفت
زین غصّه ٔ جانکاه، ز دل تاب و توان رفت
چون مردمک چشم جهان بود ز عرفان
گفتم پی تاریخ که بینش ز میان رفت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر با اندوه از فوت شیخ عبدالله گیلانی، فاضل و دانای بزرگ، سخن میگوید و به دلتنگیهای خود اشاره میکند. او از رفتن این شخصیت برجسته به قدس یاد میکند و میگوید که علم و عرفان او، گوهری از دریای فضائل بود که دیگر در میان مردم نیست. شاعر همچنین به اثر فقدان او بر روح و جان مردم اشاره میکند و بیان میکند که با رفتن شیخ، دل و جان جهان از دست رفته است. در نهایت، او به غم عمیق خود و دیگران میپردازد و میگوید که فقدان او باعث اشک و خونابه در دلها شده است.
هوش مصنوعی: متأسفانه فرد آگاه و با احساس از این دنیا رفت. نه اینکه من اشتباه میکنم، بلکه حقیقت این است که دل و جان این جهان نیز از دست رفتند.
هوش مصنوعی: زینت و آرایش ظاهری انسان، نشاندهندهٔ عمق احساسات و تفکرات درونی اوست و این حقیقت از نگاه افراد با بینش و بصیرت قابل درک است.
هوش مصنوعی: این جمله به یک موجود یا شخص منحصر به فرد اشاره دارد که در دریای فضیلت قرار دارد و از جایی که بزرگ و محترم است، به محل پاک و مقدسی میرسد. این مسیر از میان وجود و شرایط مادی میگذرد.
هوش مصنوعی: دوستان اهل بیت پیامبر مانند کشتی نوح هستند که در میان امواج خطر، به آرامی و در امنیت سفر میکنند.
هوش مصنوعی: از این خانهی غم، به سمت محل مقدس رفت و از این کلبهی ویران به باغهای بهشتی قدم نهاد.
هوش مصنوعی: اگر کسی بر نادانی خود تکیه کند، تعجبی ندارد که دانای زمان و نیکوترین انسانها از میان رفتهاند.
هوش مصنوعی: به خاک برخیز و به خود بیا، ای نخل خمیده، یک بار بنگر که بی تو بر سر پیر و جوان چه آمده است.
هوش مصنوعی: اگر از حال ما بیخبری، به دلمان نگاه کن که چقدر خونین شده است و ببین که از چشمانمان اشکها مانند خون ریختهاند.
هوش مصنوعی: این اتفاق سخت و دشوار باعث شد که روح و قلب جهان از بین برود. به دلیل این اندوه عمیق و جانسوز، همهٔ قدرت و استقامت از دل رخت بربست.
هوش مصنوعی: چون مردمک چشم به جهان است، از عمق دانش و شناخت گفتم که با گذر زمان، درک و آگاهی کمرنگ شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از پیش من آن شوخ چه تعجیل کنان رفت
دل نعره بر آورد که جان رفت و روان رفت
گر خامه براند گذری پهلو نامش
در نامه نویسید که سر رفت و روان رفت
پروانه که مرد از غم روئی به سر خاک
[...]
شب بیخبرم حرف فراقت به زبان رفت
گوشم به خروش آمد و هوشم به فغان رفت
روید چو ز خاکم جگر پاره بهاران
دانند که بر ما چه ز بیداد خزان رفت
ز آن غنچه طلب نکهت همت که لب خویش
[...]
افسوس که ایام شریف رمضان رفت
سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت
افسوس که سی پاره این ماه مبارک
از دست به یکبار چو اوراق خزان رفت
ماه رمضان حافظ این گله بد از گرگ
[...]
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد شکر که آن رفت
این با طرب و خرمی و فرخی آمد
وان با کرب و محنت و رنج و مرضان رفت
عید آمد و شد عیش و نشاط و طرب آغاز
[...]
شاهی به میان آمد و شاهی ز میان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
تیری به کمان آمد بر قصد دل خصم
هم گر به خطا ناگه تیری ز کمان رفت
سلطان جوان آمد شاد و خوش و پیروز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.