شنیدم که سگ سیرتی از گزند
خیو بر رخ حق پرستی فکند
چوگل برشکفت و غنیمت شناخت
مگر شبنمی زیب گلبرگ ساخت
کف دست بر روی زیبا رساند
خیو را بر اطراف سیما رساند
پس آنگه، جبین بر زمین سود، مرد
به شکرانهٔ مرحمت سجده کرد
بگفتا کزین مؤمن آب دهن
بود غازهٔ روی ایمان من
امید من این است روزِ شمار
کزین، آبرو بخشدم کردگار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت، شخصیتی به نام خیو با غنیمت شمردن زیبایی و درک حقیقت به سوی حق پرستی میرود. او به زیبایی گل شبنما پی میبرد و با خوشحالی دستش را بر چهرهاش میکشد. سپس بر زمین سجده میکند و از رحمت و نعمت الهی شکرگزاری میکند و ایمان خود را به عنوان منبع امید و آبرو معرفی میکند. در نهایت، او از خداوند درخواست میکند که این نعمت را همواره به او عطا کند.
هوش مصنوعی: شنیدم که یک سگ به دلیل حیوانیتش بر چهرهٔ کسی که به حق و راستی پایبند است، آسیب میزند.
هوش مصنوعی: زمانی که گل شروع به شکفتن کرد و زیباییاش را درک کرد، به زیباییاش با شبنمی که بر روی گلبرگ نشسته بود، جلوهای خاص بخشید.
هوش مصنوعی: با دست خود زیبایی را به اطراف صورتش منتقل کرد.
هوش مصنوعی: سپس مرد به نشانهٔ gratitude و قدردانی از لطف و رحمت الهی، پیشانیاش را بر زمین گذاشت و سجده کرد.
هوش مصنوعی: او گفت که این مؤمن مانند آب دهان من است و باعث جوانه زدن ایمان من میشود.
هوش مصنوعی: من امیدوارم که روزهایی که از این مسیر میگذرانم، به من اعتبار و احترام ببخشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.