خورشید رخ تو تا دل افروز نشد
ما را شب بخت تیره فیروز نشد
از داغ تو سینه راحت اندوز نشد
هرگز به چراغ، شام کس روز نشد
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
خورشید رخ تو تا دل افروز نشد
ما را شب بخت تیره فیروز نشد
از داغ تو سینه راحت اندوز نشد
هرگز به چراغ، شام کس روز نشد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این چهار بیت از عشق و longing برای محبوب خود سخن میگوید. او به تلخی شبهای بینهایت و دوری از معشوق اشاره میکند و میگوید که تا زمانی که نورمحبوبش بر دل او نتابیده، زندگیاش تیره و تار است. احساس دلتنگی و درد ناشی از جدایی از معشوق باعث شده که او نتواند آرامش واقعی را در زندگی تجربه کند. در نهایت، او میگوید که روشنایی روز برایش بیمعنا است زیرا دلش به عشق محبوب روشن نمیشود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که چهره زیبا و درخشان تو مشاهده نشود، شب تاریک و بدبختی ما هم به خوشی و موفقیت نمیرسد.
هوش مصنوعی: از غم و درد تو هیچگاه سینهام آسوده نشد و هرگز شب به روشنی روز نرسید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آخر دل من به وصل پیروز نشد
شایستهٔ صحبت دلافروز نشد
دردا که به عشوه روز عمرم زغمش
شب گشت و شب فراق او روز نشد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.