باز عشق آمد و کار دل ازو مشکل شد
هر چه تدبیر خرد بود همه باطل شد
خواستم عشق بتان کم شود، افزون گردید
گفتم: آسان شود این کار، بسی مشکل شد
پای هر کس، که بسر منزل عشق تو رسید
آخرالامر سرش خاک همان منزل شد
اشک، چون راز دلم گفت، فتاد از نظرم
با وجودی که بصد خون جگر حاصل شد
آن سهی سرو، که میل دل ما جانب اوست
یارب! از بهر چه سوی دگران مایل شد؟
غم نبود آن: که مرا دی بتغافل میکشت
غم از آنست که: امروز چرا غافل شد؟
شب وصل تو هلالی قدح از دست نداد
مگر از جام لبت بیخود و لایعقل شد؟
اهل عیشند، هلالی، همه رندان، لیکن
زان میان گوشه اندوه مرا منزل شد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اوج عواطف عاشقانه و چالشهای دلمشغولیهای عشق میپردازد. او از مشکلاتی که عشق برایش ایجاد کرده صحبت میکند و بیان میکند که هر تدبیر عقلانیاش بیفایده بوده و تنها بر شدت احساسش افزوده است. عشق و دلمشغولیهایش به او میآموزند که پیوستن به معشوق همواره با درد و اشک همراه است. شاعر در نهایت به ناکامیهایش در جلب توجه معشوق اشاره میکند و نشان میدهد که در میان رندان دیگر، او همچنان در عذاب و تنهایی غمگین است.
هوش مصنوعی: عشق دوباره به سراغم آمد و دل را به دردسر انداخت. هر چه تلاش کردم با عقل و تدبیر خود مشکل را حل کنم، همه آنها بیفایده و بینتیجه شد.
هوش مصنوعی: تلاش کردم تا عشق نسبت به معشوقان کمتر شود، ولی برعکس، این عشق بیشتر شد. زمانی که فکر کردم این کار آسان خواهد بود، متوجه شدم که بسیار دشوارتر از آن چیزی است که تصور میکردم.
هوش مصنوعی: هر کسی که به خانه عشق تو برسد، در نهایت سرش در خاک همان خانه خواهد بود.
هوش مصنوعی: اشک من، که بیانگر درد و راز دل من بود، از دید من افتاد، با این که دستیابی به آن، به قیمت بسیار زیادی تمام شده بود.
هوش مصنوعی: آن درخت بلند و خوش قامت که دل ما به سوی اوست، ای کاش! چرا به سمت دیگران تمایل پیدا کرده است؟
هوش مصنوعی: غم نبود که معشوق در بیتوجهی میکشت؛ غم از این است که امروز چرا بیتوجه شدهام؟
هوش مصنوعی: در شب وصالت، هیچ لحظهای را از دست ندادم، جز وقتی که از لبهای تو نوشیدم و در نتیجه، به طرز دیوانهواری مست شدم.
هوش مصنوعی: زندگی برای برخی از افراد خوش و خوشگذران است و آنها در حال شادی هستند، اما در میان اینها، من در گوشهای از غم و اندوه به سر میبرم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
در ازل قطرهٔ خونی که ز آب و گِل شد
دم ز آیین محبّت زد و نامش دل شد
بادهٔ شوق تو یارب چه شرابی ست کز او
به یکی جرعه دلِ شیفته لایعقل شد
اوّل از هر دو جهان دیدهٔ من راه نظر
[...]
شکر کز همت فرخنده به توفیق اله
عاقبت خانه اهل نظر این منزل شد
تکیه عافیتش نام و حساب تاریخ
منزل عافیت و مسکن اهل دل شد
حافظ حسن تو از خویش دمی غافل شد
در همه دیده و دل مهر تو را منزل شد
عارضت چون کف موسی به جهان جلوه نمود
حسن خوبان همه چون شعبدهها باطل شد
شکر لله که پس از محنت هجران آخر
[...]
میفروشان مددی کار ز حد مشکل شد
پنبه شد رشته و آن سعی طلب باطل شد
رفتم از یاد حریفان و نمیپرسندم
مگر از ذکر غم عشق دلم غافل شد
چه توان گفت از این لجه پرموجه عشق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.