مه من با رقیبان جفااندیش میآید
ز غوغایی، که میترسیدم، اینک پیش میآید
چه چشمست این؟ که هرگه جانب من تیز میبینی
ز مژگان تو بر ریش دلم صد نیش میآید
به آن لبهای شیرین وه چه شورانگیز میخندی!
که از ذوقش نمک بر سینههای ریش میآید
جمالت را به میزان نظر هرچند میسنجم
به چشم من رخت از جمله خوبان بیش میآید
مرا این زخمها بر سینه از دست خودست، آری
کسی را هرچه پیش آید ز دست خویش میآید
فلک تاج سعادت میدهد ارباب حشمت را
همین سنگ ملامت بر سر درویش میآید
هلالی، روز وصل آمد، مکن اندیشه دوری
که این اندیشهها از عقل دوراندیش میآید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان میکند. او از ترسهایش صحبت میکند که به واقعیت تبدیل شدهاند و زیبایی معشوق را با تیزبینی توصیف میکند. شادی و درد ناشی از عشق را در لابهلای لبخند و نگاه معشوق میبیند و به تأثیر زیبایی او بر دل خود اشاره میکند. در انتها، شاعر به تذکر میدهد که نباید به اندیشههای دوری پرداخت زیرا در این لحظه شگفتانگیز عشق، تمام تفکرات از عقل دور است.
هوش مصنوعی: ماه من در جمع رقیبان ناپسند و درخورِ حسد ظاهر میشود، از هیاهویی که همیشه از آن میترسیدم، اکنون به حقیقت پیوسته است.
هوش مصنوعی: این چشم چیست که همیشه مرا میبیند و از طرفی با مژگانش بر دلم زخمها و دردهای زیادی میزند؟
هوش مصنوعی: به آن لبهای شیرین نگاه کن! چه لذتی دارد که میخندی؟ آنقدر شوق و سرزندگی در چهرهات است که حتی بر سینههای ریشدار هم حس شوری و نمکینگی میآید.
هوش مصنوعی: هرچقدر که به زیبایی تو با دید دیگران نگاه میکنم، در چشم من از تمام زیباییها بیشتر به نظر میرسی.
هوش مصنوعی: زخمی که بر سینهام دارم، ناشی از کار خودم است. درست است که هر کس هرچه برایش پیش میآید، نتیجه اعمال خودش است.
هوش مصنوعی: آسمان به افراد ثروتمند و با مقام، نعمت و خوشبختی میدهد، در حالی که افراد بیچیز و سادهدل، تنها با سرزنش و دشواری مواجه میشوند.
هوش مصنوعی: در روزی که به وصال محبوب رسیدهای، خودت را درگیر فکر جدایی نکن، زیرا این نوع افکار از عقل و دوراندیشی به دور است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نگارم در گلستان رفت و خارم پیش میآید
ز خارا هم کنون بر من هزاران نیش میآید
رقیبت مهربانی هشت و ما را دشمن جان شد
دلم را، ای پسر، بنگر، چه محنت پیش میآید؟
بلا و محنت هجران، چه حال است این که پیوسته
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.