گر دلم زین گونه آه دم بدم خواهد کشید
آتش پنهان من آخر علم خواهد کشید
زیر کوه غم تن فرسوده کاهی بیش نیست
برگ کاهی چند، یارب! کوه غم خواهد کشید؟
تنگ شد بر عاشق بی خانمان شهر وجود
بعد ازین خود را بصحرای عدم خواهد کشید
نم کشد از آب چشمم خاک هر سر منزلی
اشک اگر اینست بام چرخ نم خواهد کشید
حرف بیدادی، که بیرون آید از کلک قضا
دور چرخ آنرا بنام من رقم خواهد کشید
جرعه نوش بزم رندان را بشارت ده که: او
سالها آب حیات از جام جم خواهد کشید
چون هلالی خاک گشتم بر امید مقدمش
وه! چه دانستم که از خاکم قدم خواهد کشید؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنج عاشقانهای سخن میگوید که دلش به شدت مجروح است و هر لحظه در آتش غم میسوزد. او خود را زیر کوه غم احساس میکند و میگوید که بنیادی از تن فرسودهاش باقی نمانده است. با این حال، او احساس میکند که باید به سوی بیخیالی و عدم حرکت کند و در این مسیر، اشکهایش نیز بیفایده خواهد بود. شاعر به سرنوشتی که تقدیر برای او نوشته اشاره میکند و در نهایت، امیدوار است که روزی در پیآمدی خوش از خاک به سوی معشوقش گام بردارد.
هوش مصنوعی: اگر دل من به این حالت مداوم آه بکشد، در نهایت آن آتش پنهانی که در من وجود دارد، خود را نشان خواهد داد.
هوش مصنوعی: زیر کوه غم، جسم خسته و رنجور من بیشتر از یک برگ کاه نیست. خداوندا، این کوه سنگین غم چه زمانی خواهد توانست این بار سنگین را تحمل کند؟
هوش مصنوعی: عاشق بیخانمان از تنگی و فشارهای زندگی در این شهر، به زودی خود را به دنیایی خالی و بدون وجود خواهد برد.
هوش مصنوعی: اگر اشک من به خاک هر جایی بریزد، نشان میدهد که آسمان هم از غم من بیخبر نیست و باران خواهد بارید.
هوش مصنوعی: هر سخنی که از ظلم و ستم ناشی شود و از قلم سرنوشت بیرون بیفتد، تقدیر آن را به نام من رقم خواهد زد.
هوش مصنوعی: به دوستان شاد و خوشحال خبر بده که کسی سالها از چشمه زندگی و جوانی بهرهمند خواهد شد.
هوش مصنوعی: شبیه هلال ماه شدم و بر امید آمدن او نشستم. اوه! چه میدانستم که او از همین خاکی که من هستم، پا خواهد گذاشت؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آه من یک روز بر گردون علم خواهد کشید
صفحهٔ دل را به درد و غم رقم خواهد کشید
میکشم دردی و میدانم که از شهر وجود
ناگهان رختم به صحرای عدم خواهد کشید
همچو نقطه گردش پرگار غم تا کی مرا
[...]
تا خطش بر صفحه خوبی رقم خواهد کشید
دست صنع از صورت یوسف قلم خواهد کشید .
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.