ز پیر میکده عمری در التماس شدم
که خاک درگه دیر فلک اساس شدم
غم مرا بغم دیگران قیاس مکن
که من نشانه غمهای بی قیاس شدم
مرا ز حسن تو صنع خدای ظاهر شد
ترا شناختم، آنگه خداشناس شدم
سپاس عید بود پاس نقل و باده و جام
هزار شکر که مشغول این سپاس شدم!
پلاس فقر، هلالی، لباس فخر منست
من از برای تفاخر درین لباس شدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، از تجربیات خود در میکده و ملاقات با معشوق سخن میگوید و از احساسات عمیق خود نسبت به عشق و غم سخن مینویسد. او تاکید دارد که غم او از دیگران بیشتر و عمیقتر است و در این راستا به شناختی عمیق از خدا و زیباییهای او دست یافته است. شاعر با سرودن این اشعار، به نوعی سپاسگزاری از جشن و مینوشی میپردازد و در نهایت بر این نکته تاکید میکند که فقر او، به نوعی نشانهای از افتخار و هویتش محسوب میشود.
هوش مصنوعی: از پیر میخانه مدتها به درگاهش التماس کردم و حالا تبدیل به خاک پای آن مکان مقدس شدم.
هوش مصنوعی: غم من را با غم دیگران مقایسه نکن، زیرا من نماد غمهای بیپایان و عمیق هستم.
هوش مصنوعی: به خاطر زیباییهای تو، یزدان را به وضوح دیدم و وقتی تو را شناختم، آنگاه به شناخت خدا نائل شدم.
هوش مصنوعی: در این روز عید، از نوشیدنی و شادی بسیار سپاسگزارم و بابت همه خوبیها و نعمتها شکرگزارم، به حدی که در همین شکرگزاری غرق شدهام!
هوش مصنوعی: پوشیدن لباس پاره و کهنه برای من، نوعی افتخار است و من به خاطر این لباس، به تفاخر و خودنمایی پرداختهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.