بچه نسبت کنم آن سرو قد دلجو را؟
هر چه گویم، به از آنست، چه گویم او را؟
مشنو، از بهر خدا، در حق من قول رقیب
که نکو نیست شنیدن خبر بد گو را
آنکه بد خوی مرا داد چنان روی نکو
کاشکی خوی نکوهم دهد آن بد خو را
تیغ بر من چه زنی؟ حیف که همچون تو کسی
بهر آزار سگی رنجه کند بازو را
چشمت آهوست، نظر سوی رقیبان مفگن
پند بشنو، بسگان رام مکن آهو را
بسکه دارم المی بر دل از آزردن او
شب همه شب به خس و خار نهم پهلو را
چون هلالی صفت روی نکو گویم و بس
که بسی معتقدم این صفت نیکو را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت دلبرش اشاره میکند و میگوید که هر چه درباره او بگوید، کمتر از آنچه شایستهاش است، خواهد بود. او از معشوقهاش میخواهد که به شایعات و سخنهای رقیبان توجه نکند، زیرا این سخنان تنها دردسرسازند. شاعر به خوی و رفتار ناخوشایند خود اشاره میکند و آرزو دارد که ای کاش همانطور که ظاهری زیبا دارد، دارای خوی نیکو نیز باشد. در پایان، شاعر با توجه به زیبایی دلبرش، تنها بر وصف او تأکید میکند و به حقیقت عشق و محبتش اشاره مینماید.
هوش مصنوعی: آیا میتوانم آن سایه بلند و دلنشین را به بچه نسبت دهم؟ هر چه بگویم، از آن بهتر است؛ حالا چه بگویم درباره او؟
هوش مصنوعی: شنیدن صحبتهای منفی دربارهی من را، به خاطر خدا، نادیده بگیر زیرا این خبرها هیچ خوبی ندارند.
هوش مصنوعی: کسی که بدیهای من را به من داده، چهرهای زیبا به من عطا کرده است. ای کاش او به من خویی نیکو نیز بدهد تا آن بدخوی را از بین ببرم.
هوش مصنوعی: چرا بر من حمله میکنی؟ چه خوب که هیچکس مثل تو برای آزار یک سگ زحمت نمیکشد.
هوش مصنوعی: چشمانت شبیه چشمان آهوست. به رقیبان نگاه نکن و نصیحتی که به تو میشود را بشنو، زیرا نباید آهو را دچار وحشت کنی.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر آزردن او، پر از درد و غم است. به همین دلیل، هر شب کنار درد و رنج خود مینشینم و از غم و اندوهم به خاک و خار پناه میبرم.
هوش مصنوعی: چهرهاش چون هلال زیباست و جز این چیزی نمیگویم، زیرا به این ویژگی زیبا ایمان دارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
عزیز از بهر آن دارم همیشه آن سک کورا
که در طور وفا با خود موافق دیده ام او را
نگه دزد فریبد رم آن بدخو را
مژه برهم نزنم تا نکنم صید او را
چه غباری که پری دیده آشوبی نیست
تا نظر کرده ای از گردش چشم آهو را
گشت عمری که نظرکرده خورشید دل است
[...]
اگر اندیشه کند طرز نگاه او را
جوش حیرت مژه سازد نگه آهو را
ما هم از تاب و تب عشق به خود میبالیم
بر سر آتش اگر هست دمیدن مو را
عرض شوخی چه دهد نالهٔ محروم اثر
[...]
این شنیدم که چوکابینۀ مستوفی رفت
فرصت افتاد به کف مَردُمِ فرصتجو را
از وطن خواهان یک عدّه به هم جمع شدند
عرضه کردند شهنشاهِ فلک نیرو را
کاندر این مُلک رئیس الوزرایی باید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.