من سگ یارم و آن نیست که بیگانه شوم
لیک می ترسم از آن روز که دیوانه شوم
ای فلک، شمع شب افروز مرا سوی من آر
تا بگرد سر او گردم و پروانه شوم
من همان روز که افسون تو دیدم گفتم
که: ببیداری شبهای غم افسانه شوم
از در خانقه و مدرسه کارم نگشود
بعد ازین خاک نشین در می خانه شوم
در سرم هست که: چون خاک شود قالب من
بهوای لب میگون تو پیمانه شوم
نرگس مست ترا خواب صبوح این همه چیست؟
خیز، تا کشته آن نرگس مستانه شوم
بی مه خویش، هلالی، چه کنم عالم را؟
گنج چون نیست، چرا ساکن ویرانه شوم؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و دلدادگی خود نسبت به معشوق میپردازد و با نگاهی ناامیدانه و در عین حال پرشور، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او خود را شبیه سگی وفادار به معشوق میداند و از خطر دیوانگی میترسد. شاعر آرزو دارد که شب را روشن کند، اما از فراز و نشیبهای عشق و غم و اندوه پرهیز میکند و به میخانه و شرابخواری روی میآورد. او در نهایت به زیبایی معشوق اشاره میکند و از تنهایی و بیمهری خود مینالد، خواهان وصالی عاشقانه و گریز از دنیا و سردی آن است.
هوش مصنوعی: من به یارم وفادارم و هرگز نمیخواهم از او دور شوم، اما از روزی میترسم که دیوانهوار به رفتارم ادامه دهم.
هوش مصنوعی: ای آسمان، نور شب را که روشنیبخش من است به سمت من بیاور تا دور آن بچرخم و مانند پروانه شوم.
هوش مصنوعی: روزهایی که جادوی چشمانت را دیدم، فکر کردم که دیگر در شبهای غمگین به خواب نخواهم رفت و افسانهای از درد و اندوه خواهم بود.
هوش مصنوعی: بعد از این که نتوانستم از در خانقاه و مدرسه بهرهمند شوم، تصمیم دارم که به فرشتهای در میخانه روی آورم و خودم را به خاکنشینی و زندگی دنیوی بسپارم.
هوش مصنوعی: در ذهنم میگذرد که وقتی بدنم به خاک تبدیل شود، به خاطر زیبایی و شیرینی لبهای تو، جان دوبارهای پیدا کنم.
هوش مصنوعی: نرگس زیبا، چرا اینقدر مست و خوابآلودی؟ بلند شو تا من هم به خاطر زیبایی این نرگس دیوانهوار عاشق شوم.
هوش مصنوعی: بدون وجود دوست، هلالی، چه باید با این دنیا بکنم؟ وقتی که گنجی ندارم، چرا در ویرانی بمانم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بیم آن است که در صومعه دیوانه شوم
به از آن نیست که هم با در میخانه شوم
من اگر دیر و گر زود بود آخر کار
با سر خم روم و در سر پیمانه شوم
وقت کاشانه اصلی است مرا، میخواهم
[...]
هوسی کردهام امروز که دیوانه شوم
دست دل گیرم و از خانه به ویرانه شوم
زاهد از مجلس ما گر نرود گو نرود
خانه بگذارم و از خانه به میخانه شوم
سست شد پایه و هم رخنه در افتاد به سقف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.