ای سگ آن سر کو، ما و تو یاران همیم
خاک پاییم، بهر جا که روی در قدمیم
یار ما نیست ستمگار و جفا پیشه، ولی
ما ز بخت بد خود قابل جور و ستمیم
هیچ کس نیست، که او را بجهان نیست غمی
ما که بی قید جهانیم، گرفتار غمیم
بیش و کم هر چه بما میرسد از غیب نکوست
تو مپندار که: ما در طلب بیش و کمیم
آمدیم از عدم، از ما اگرت هست ملال
باز ما را بنگر: ساکن کوی عدمیم
از در خویش مران، همچو هلالی، ما را
حرمتی دار، که ما ساکن بیت الحرمیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ارتباط عمیق و دوستی بین خود و یار اشاره میکند و خود را در مسیر سادگی و بینیازی از دنیای مادی میداند. او با بیان این که هیچ کس از غم و اندوه دنیا در امان نیست، تأکید میکند که آنان به رغم مشکلات و ناکامیها، از قید و بندهای دنیا آزاد هستند. شاعر از یاری میگوید که با وجود تمام سختیها، ستمگری در بین ایشان نیست و به سادگی در جستجوی آرامش و معنویت هستند. او بر این نکته تأکید میکند که از عدم آمده و در عالم عدم ساکناند، در نتیجه از دیگران میخواهد که آنان را از در خویش نرانند و به حرمتی که دارند احترام بگذارند.
هوش مصنوعی: ای سگ آن سر کو، ما و تو دوستانی هستیم. ما خاک پای هم هستیم و هر جا که بروی، ما در دنبالت خواهیم بود.
هوش مصنوعی: دوست ما سرمایهدار و ستمکار نیست، اما ما به خاطر بدی بخت خود، شایسته دشواری و سوء استفاده هستیم.
هوش مصنوعی: هیچکس نیست که به خاطر او غمی در این دنیا وجود نداشته باشد. ما که از قید و بندهای دنیا آزاد هستیم، تنها درگیر غمهای خود هستیم.
هوش مصنوعی: هر چه به ما میرسد، چه خوب و چه بد، از جایی نیکوست و نباید فکر کنی که ما در پی بدست آوردن چیزهای بیشتر یا کمتر هستیم.
هوش مصنوعی: ما از نبود به وجود آمدهایم، اگر اندکی ناراحتی از ما داری، دوباره ما را بنگر: ما در دنیای عدم ساکن هستیم.
هوش مصنوعی: از در خود بیرون نرانی، مانند هلالی که در آسمان میدرخشد، به ما احترام بگذار، زیرا ما در خانه مقدس تو زندگی میکنیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما فرو مانده در این ره به نخستین قدمیم
بحقیقت نه وجودیم که عین عدمیم
تو چه حداد در این کوره و ما همچو دمیم
هر چه خواهی بدم اندر دل ما، تا بدمیم
پدر ما عرب و مادر ما از عجم است
[...]
ما خرابات نشینان همه همرنگ همیم
در نهان عین وجودیم و به ظاهر عدمیم
کارفرمای بلاعزل قضا و قدریم
راه پیمای بیابان حدوث و قدمیم
بسر مرده دلان و به ره گمشدگان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.