سینه مجروحست و از هر جانبی صد غم درو
با چنین غمها کجا باشد دل خرم درو؟
در دهان غنچه از لعل تو آب حسرتست
اینکه پندارند مردم قطره شبنم درو
سالها حیران او بودم، کسی آگه نشد
زانکه حیرانند چون من، جمله عالم درو
عاشقان را آن سر کو از همه عالم بهست
و آن سگان هم بهتر از خیل بنی آدم درو
تا هلالی را شمردی از سگان کمترین
هیچ کس دیگر نمی بیند بچشم کم درو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد عمیق خود و غمهای بیپایانی که در سینهاش جا دارد، سخن میگوید. او به حسرتی اشاره میکند که از وابستگی به معشوقش به وجود آمده و در مقایسه با زیبایی غنچه، احساس دلتنگی او نمود بیشتری دارد. شاعر سالها در حسرت عشق گم گشته و به تنهایی حیرتزده بوده است. او بر این باور است که عاشقان، حتی در حالتی مانند سگان، از دیگران نزدیکی بیشتری به حقیقت عشق دارند. در پایان، هلالی خود را در جمع عاشقان، از کمارزشترینها به شمار میآورد و احساس انزوا و ناچیزی خود را در برابر عشق میبیند.
هوش مصنوعی: قلب من زخمخورده است و از هر سو با صد غم احاطه شده. با این همه غمها، چطور میتوانم دل شاد و خوش داشته باشم؟
هوش مصنوعی: در دل غنچه، به خاطر زیبایی و جذابیت تو، احساس حسرت وجود دارد. مردم تصور میکنند که تنها یک قطره شبنم در آن غنچه وجود دارد، اما واقعیت این است که آن حسرتی عمیقتر نهفته است.
هوش مصنوعی: سالها در جستجوی او سرگردان بودم و هیچکس از دلمشغولی من باخبر نشد، چرا که همه دنیا در غم و حیرت مثل من هستند.
هوش مصنوعی: عاشقان در آنجا از همه جای دنیا خوشترند و حتی سگها در آن مکان از تمام انسانها بهترند.
هوش مصنوعی: وقتی هلالی را که به تعداد سگان کمترین کمرنگ میشود، شمردی، هیچ کس دیگر نمیتواند آن را به خوبی ببیند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.