هر کس که نیست کشته عشقت هلاک به
هر کس که نیست خاک رهت، زیر خاک به
گر جان پاک در ره تو خاک شد چه باک؟
بالله! که خاک راه تو از جان پاک به
با سوز او بساز، که عشقست کارساز
وز درد او منال، که دل دردناک به
بر چاکهای سینه منه مرهم، ای طبیب
ما عاشقیم و سینه ما چاک چاک به
غم نیست گر هلالی بیدل هلاک شد
جانا، تو زنده باش، که او خود هلاک به



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عشق و عاطفه عمیق نسبت به معشوق میپردازد. او تأکید میکند که هر که به عشق معشوق بیتوجه باشد، در واقع هلاک شده است. از دیدگاه شاعر، جان پاکی که در راه عشق قربانی میشود، حتی ارزشمندتر از زندگی است. او با درد و رنج عشق دستوپنجه نرم میکند و به طبیب اشاره میکند که نباید بر زخمهای دل عاشقان مرهم بگذارد، زیرا عشق و درد آن اجتنابناپذیرند. در نهایت، شاعر ابراز میکند که غم هلاک شدن خود را نمیخورد و تنها زنده ماندن معشوق برایش اهمیت دارد.
هوش مصنوعی: هر کس که به خاطر عشق تو به شدت آسیب دیده و دچار مصیبت شده، برای او به اندازه کسانی که عاشق واقعی هستند، ارزشی ندارد. کسی که به عشق تو اهمیت نمیدهد و در مسیر عاشقی تو قدم نمیزند، نزد من مثل خاک زیر زمین است.
هوش مصنوعی: اگر جان پاک من در راه تو دفن شود، نگران نباش! به خدا جان پاک من ارزش خاکِ راه تو را دارد.
هوش مصنوعی: با آن احساس عمیق عشق کنار بیا و از درد او ناراحت نشو، چرا که دل دردکشیدهات به خاطر این عشق است.
هوش مصنوعی: ای پزشک، بر زخمهای دل ما دارویی نگذار، چرا که ما عاشقیم و دلمان پر از درد و زخم است.
هوش مصنوعی: نگران نباش اگر هلالی، شاعر معروف، به درد و رنج دچار شد، عزیزم، تو زنده و سالم باش، زیرا او خودش به چنین احوالی دچار شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.