امشب تو باز چشم و چراغ که بودهای؟
جانم بسوخت، مرهم داغ که بودهای؟
ای باغ نوشکفته کجا رفتهای چو ابر؟
ای سرو نورسیده به باغ که بودهای؟
من چون چراغ چشم به راه تو داشتم
ای نور هردو دیده چراغ که بودهای؟
دارم هزار تفرقه در گوشه فراق
کز فارغان بزم فراغ که بودهای؟
ای گل که جان ز بوی خوشت تازه میشود،
مردم ز رشک، عطر دماغ که بودهای؟
باز این غبار چیست، هلالی، به روی تو؟
در کوی مهوشان به سراغ که بودهای؟


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساس دلتنگی و حسرت خود نسبت به محبوب میپردازد. او به زیباییها و ویژگیهای محبوب اشاره کرده و با ابراز عشق و longing، از دوری او رنج میبرد. تصویرهایی از باغ، گل و سرو به کار میرود تا حال و هوای عاشقانه و دلتنگی شاعر را به نمایش بگذارد. در نهایت، شاعر نسبت به عدم دسترسی به محبوب و غبارهایی که بر چهرهاش نشسته است، ابراز تاسف میکند.
هوش مصنوعی: امشب دوباره تو کجا بودی که روشنی چشمان من را از دست دادی؟ قلبم آتش گرفته، چه کسی مرهم این درد بوده است؟
هوش مصنوعی: ای باغ تازه شکفته، کجا رفتهای مانند ابر؟ ای سرو جوان در باغ، تو چه کسی بودهای؟
هوش مصنوعی: من مانند چراغی منتظر تو بودم، ای نوری که برای هر دو چشمم هستی، حالا تو چه کسی بودی که همان چراغ باشی؟
هوش مصنوعی: در گوشه زندگیام، دچار هزاران جدایی و دوری هستم. از کسانی که در مهمانی راحتی بیخیال و شاداب بودند، از تو اینجا خبری نیست.
هوش مصنوعی: ای گل، بویی که تو داری جانها را تازه میکند. حالا بگو، مردم به خاطر حسادتشان به بوی تو، چه کسی به دنیا آوردهات؟
هوش مصنوعی: این غبار چیست که بر چهره تو نشسته است، هلالی؟ در محله محبوبان به دنبال چه کسی بودهای؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.