گل رویت عرق کرد از می ناب
ز شبنم تازه شد گل برگ سیراب
بناز آن چشم را از خواب مگشای
همان بهتر که باشد فتنه در خواب
تعالی الله! چه حسنست اینکه هر روز
دهد سر پنجه خورشید را تاب؟
ز پا افتادم، آخر دست من گیر
همین گویم: مرا دریاب، دریاب
چو در سر میل ابروی تو دارم
سر ما کی فرودآید بمحراب؟
بهاران از در می خانه مگذر
عجب فصلیست، جهد کرده دریاب
هلالی، می بروی ماهرویان
خوش آید، خاصه در شبهای مهتاب


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جاذبههای چهره معشوق اشاره میکند و احساس عشق و شوق را به تصویر میکشد. او از خواب آلودگی چشم معشوق سخن میگوید و میخواهد این خواب ادامه پیدا کند تا فتنهای در دلش ایجاد نشود. همچنین به زیبایی صبح و تابش خورشید نیز اشاره میکند که روزی نو را رقم میزند. شاعر با التماس از معشوق درخواست کمک میکند و به عشق و میل به او اشاره دارد، در حالی که زیبایی بهاران و شبهای مهتاب را توصیف میکند و از زندگی در کنار معشوق یاد میکند.
هوش مصنوعی: گل زیبای تو از شراب ناب عرق کرده و به واسطه شبنم تازه، گلبرگش سیراب شده است.
هوش مصنوعی: به آن چشم زیبا نناز و آن را از خواب بیدار نکن، که بهتر است فتنه و وسوسه در خواب باقی بماند.
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ! چه زیبایی در این است که هر روز، نور خورشید بر دستان ما درخشش داشته باشد؟
هوش مصنوعی: به خاطر مشکلاتی که برایم پیش آمده، دیگر توان ایستادن ندارم. تنها چیزی که از تو میخواهم این است که مرا نجات بدهی و به کمکم بیایی.
هوش مصنوعی: وقتی که در دل من آرزوی دیدن ابروی تو وجود دارد، سرم هیچگاه به تسلیم در مقابل محراب نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: بهار وقتی که از در میخانه عبور میکند، حال و هوایی شگفتانگیز را به ارمغان میآورد. تلاشت را بکن تا این لحظهی زیبا را قدر بدانی و درکش کنی.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده است که وقتی تو نوشیدنی مینوشی و میرقصی، زیباییهای ماه، به ویژه در شبهای روشن و ماهتاب، برای تو بسیار جذاب و خوشایند میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
به خزّ و قاقُم و سِنّور و سَنجاب،
به زیورهای نَغز و دُرِّ خوشاب،
به وقت خوشدلی چون شمعِ پُرتاب
دهن پُر خنده داری دیده پر آب
چو باز آمد ازان حضرة با شتاب
هنوزش گرم بود آن جامهٔ خواب
عدوک من صدیقک مستفاد
فلا تستکثرن من الصحاب
فإن الداء أکثر ماتراه
یکون من الطعام أو الشراب
الا ای روی تو صد ماه و مهتاب
مگو شب گشت و بیگه گشت بشتاب
مرا در سایهات ای کعبه جان
به هر مسجد ز خورشیدست محراب
غلط گفتم که اندر مسجد ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.