کدام جلوه، که در سر و سرفراز تو نیست؟
کدام فتنه، که در جلوه های ناز تو نیست؟
مکن بخاک درش، ای رقیب، عرض نیاز
که نازنین مرا حاجت نیاز تو نیست
دلا، بشام فراق از بلای حشر مپرس
که روز کوته او چون شب دراز تو نیست
ز سجده پیش رخش منع ما مکن، زاهد
نیاز اهل محبت کم از نماز تو نیست
بکوی عشق، هلالی، نساختی کاری
چه شد؟ مگر کرم دوست کارساز تو نیست؟


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جذبه شخص مورد نظرش میپردازد و از ویژگیهای برجسته او سخن میگوید. او همچنین از رقیبش درخواست میکند که در برابر زیبایی معشوقش زانو نزند، زیرا نیازی از او ندارد. شاعر از درد فراق و بلای آن میگوید و تأکید میکند که ناز و محبت معشوقش به اندازه نماز اهمیت دارد. در پایان هم به عشق و کرم دوست اشاره میکند و از این میپرسد که آیا معشوق میتواند اقدامی کند که عشقشان به ثمر برسد.
هوش مصنوعی: هر زیبایی و جلوهای که بخواهی، در وجود تو وجود دارد و هر جذابیت و شیطنتی که به نظر میرسد، در زیباییهای تو نهفته است.
هوش مصنوعی: ای رقیب، برای نیاز خودت پیش او نرو، زیرا محبوب من به نیازی از تو نیازمند نیست.
هوش مصنوعی: ای دل، در مورد درد و محنت جدایی از عذاب قیامت نپرس، چون روز قیامت به اندازهی شبهای طولانی نیست.
هوش مصنوعی: از تو خواهش میکنم که ما را از سجده و عبادت در برابر زیبایی او باز preverin . زاهد، طلب اهل عشق و محبت، کم از نماز تو نیست. یعنی آنها نیز نیازمندند و ارزشمند.
هوش مصنوعی: به خانه عشق نرفتی و چه کاری نکردی؟ آیا لطف و مهربانی دوست کمکی نکرد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
در خیال مزن فهم خویش سازتو نیست
چو شمع جیبتو جز بوتهٔگداز تو نیست
زکارگاه خیالت کسی چه پرده درد
که فطرت توهم از محرمان رازتو نیست
به غیر نیستی از اعتبار عالم رنگ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.