آنچه به ابتدای کتاب نام خود اثبات کردم، مراد اندر آن دو چیز بود: یکی نصیب خاص، دیگر نصیب عام. آنچه نصیب عام بود آن است که چون جهلهٔ این علم کتابی نو بینند که نام مصنف آن به چند جای بر آن مثبت نباشد، نسبت آن کتاب به خود کنند، و مقصود مصنف از آن برنیاید؛ که مراد از جمع و تألیف و تصنیف بهجز آن نباشد که نام مصنف بدان کتاب زنده باشد و خوانندگان و متعلمان وی را دعای خیر گویند. و مرا این حادثه افتاد به دو بار: یکی آن که دیوان شعرم کسی بخواست و بازگرفت و حاصل کار جز آن نبود که جمله را بگردانید و نام من از سر آن بیفکند و رنج من ضایع کرد، تاب اللّه علیه؛ و دیگر کتابی کردم اندر تصوّف، نام آن منهاج الدین، یکی ازمدعیان رکیک که کرای گفتار او نکند نام من از سر آن پاک کرد و به نزدیک عوام چنان نمود که آن وی کرده است، هر چند خواص بر آن قول بر وی خندیدندی. تا خداوند تعالی بی برکتی آن بدو در رسانید و نامش از دیوان طلاب درگاه خود پاک گردانید.
اما آنچه نصیب خاص بود آن است که چون کتابی بینند و دانند که مؤلف آن بدین فن علم، عالم بوده است و محقق، رعایت حقوق آن بهتر کنند و برخواندن آن و یادگرفتن آن بهجدتر باشند و مراد خواننده و صاحب کتاب از آن بهتر بر آید واللّه اعلم بالصواب.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به مسألهای پرداخته که در آن افرادی که به علم و ادبیات نابلد هستند، به محض دیدن کتابی که نام مؤلف در آن ثبت نشده، آن را به خود نسبت میدهند و به این ترتیب تلاشهای مؤلف نادیده گرفته میشود. او از دو تجربه شخصی خود میگوید: یکی مربوط به دیوان شعرش است که پس از درخواست کسی، نام او از آن حذف شده و زحماتش تباه گردیده و دیگری درباره کتابی در تصوف که ناشی از سوءاستفاده یکی از مدعیان بود. در پایان، شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر مؤلف شناختهشدهای باشد، مردم با جدیت بیشتری به یادگیری و استفاده از آثار او خواهند پرداخت.
آنچه در آغاز کتاب، نام خود را بر آن نهادم، مراد از این کار دو چیز بود: یکی بهرهٔ ویژه، و دیگری بهرهٔ همگانی. اما آن بهرهٔ همگانی این است که چون ناآشنایانِ این دانش، کتابی نو ببینند که نامِ نویسندهٔ آن در چند جای بر آن نوشته نشده باشد، آن کتاب را به خود بندند و خواستهٔ نویسنده از آن برآورده نشود؛ زیرا هدف از گِردآوری و نگارش و پرداختنِ کتاب، جز این نیست که نام نویسنده به وسیلهٔ آن کتاب زنده بماند و خوانندگان و دانشآموزان برای او دعای خیر کنند. و این رویداد برای من دو بار رخ داده است: یکی آنکه دیوان شعرم را کسی درخواست کرد و برگرفت و سرانجامِ کار جز این نبود که همه را دگرگون ساخت و نام مرا از سرِ آن زدود و رنج مرا بر باد داد — که خدا او را ببخشاید —؛ و دیگر آنکه کتابی در تصوّف نگاشتم، به نام «منهاج الدین». یکی از مدّعیانِ سسترأی — که سخنِ او را اعتباری نیست — نام مرا از سرِ آن پاک کرد و نزد عوام چنان وانمود که آن از آنِ اوست، هرچند که اهل شناخت، بر این گفتهٔ او میخندیدند. تا آنکه خداوند والا بیبرکتیِ آن را به او رسانید و نامش را از دفتر جویندگانِ درگاه خود پاک گردانید.
و اما آن بهرهٔ ویژه این است که چون کتابی ببینند و بدانند که نویسندهٔ آن در این زمینه دانا و ژرفنگر بوده است، پاسِ حقوق آن را بهتر به جای آرند، و در خواندن و آموختنِ آن کوشاتر باشند، و خواستهٔ خواننده و نویسنده از آن بهتر برآورده شود. و خدا به راه راست داناتر است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.