بدان که محبت اندر استعمال علما بر وجوه است: یکی به معنی ارادت به محبوب بی سکون نفس و میل و هوی و تمنای قلب و استیناس و تعلق این جمله بر قدیم روا نباشد و این جمله مخلوقان را باشد با یکدیگر و اجناس را و خداوند تعالی متعالی است از این جمله، عُلوّاً کبیراً ودیگر به معنی احسان باشد و تخصیص بنده که ورا برگزیند و به درجهٔ کمال ولایت رساند و به گونه گونه کرامتها مخصوص گرداند و سدیگر به معنای ثنای جمیل باشد بر بنده.
و گروهی از متکلمان گویند که: محبت حق که ما را خبر داده است از جملهٔ صفات سمعی است، همچون وجه و ید و استوا، که اگر کتاب و سنت بدان ناطق نبودی وجود آن مر حق تعالی را از روی عقل مستحیل بودی. پس آن را اثبات کنیم و بدان بگرویم اما اندر تصرف کردن آن توقف کنیم و مراد این طایفه آن است که روا ندارند به اطلاق این لفظ مر حق تعالی را.
این جمله اقاویل است که یاد کردیم و مر تو را حقیقت این بیان کنم، ان شاء اللّه.


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، مفهوم محبت به عنوان موضوعی چندوجهی مورد بحث قرار گرفته است. بیان شده که محبت به معنای ارادت به محبوب و ارتباط قلبی با آن است و این حالت در مخلوقات وجود دارد، اما خداوند از این خصوصیات منزه است. همچنین محبت نیز به معنای احسان خداوند به بندگان و رساندن آنان به درجات کمال و اختصاص کرامتها به آنها اشاره دارد. برخی متکلمان اظهار میکنند که محبت خداوند از صفات سمعی است و اثبات آن نیازمند وجود نصوص دینی است، اما تطبیق این مفهوم بر خداوند باید با احتیاط و در چهارچوب مشخصات دینی باشد. این فصل به تبیین و تدقیق در مفهوم محبت و جایگاه آن در عرفان و دین میپردازد.
بدان که محبت در کاربرد دانشوران، بر چند گونه است: نخست، به معنای خواستنِ محبوب، بدونِ آرامشِ نَفْس و همراه با میل، هوی، آرزوی دل، اُنس گرفتن و دلبستگی. اینها همه بر خداوند روا نیست و تنها میان آفریدگان و با یکدیگر و با چیزهاست. و خداوند والا از اینها بهکلی برتر است، برتریای بزرگ. دوم، به معنای نیکیکردن و ویژه گرداندنِ بنده است؛ اینکه او را برگزیند و به پایهٔ کمالِ دوستی برساند و به کرامتهای گوناگون مخصوصش گرداند. سوم، به معنای ستایشِ نیکو از بنده است.
و گروهی از متکلّمان میگویند: محبّتِ حق که به ما خبر داده شده، از جملهٔ صفاتِ شنیداری است (نه عقلی)، همچون وجه و ید و استوا بر عرش، که اگر کتاب و سنّت بدان گویا نبودند، بودنِ آن برای خداوندِ والا از نگاهِ خِرَد ناروا مینمود. پس آن را اثبات میکنیم و بدان ایمان میآوریم، اما در چونوچرای آن درنگ میکنیم. و خواستهٔ این گروه آن است که روا نمیدارند این واژه را بهطور مطلق برای خداوندِ والا به کار برند.
این بود سخنانی که یاد کردیم. و اینک حقیقتِ این را برای تو روشن میسازم، اگر خدا بخواهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.