ای آفتاب خوبان وی آیت الهی
حسن تو را مسخر از ماه تا به ماهی
گر ماه را ز رویت بودی مدد نگشتی
وقت خسوف ظاهر بر روی مه سیاهی
نی خوبی شما را هرگز بود نهایت
نی اشتیاقها را پیدا شود تناهی
گر خون عاشقان را ریزی به یک کرشمه
از ما گناه باشد گفتن که در گناهی
پیش سگان کویت بر خاک آستانت
گر باشدم مجالی دعوی کنم به شاهی
در دل بسی شکایت دارم ولی چه گویم
کاحوال بیحکایت دانستهای کماهی
جز روی دوست دیدن میبینم از معاصی
با دیگری محبت میدانم از مناهی
هم ماه مهربانی هم جان زندگانی
هم نور دیده و دل هم پشت و هم پناهی
جان همام دارد آثار بوی جانان
انفاس عنبرینش هم میدهد گواهی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف ویژگیهای محبوب و معشوق خود میپردازد و او را آفتاب خوبان و تجلی الهی مینامد. او با اشاره به اینکه زیبایی معشوق نهتنها بر ماهها تأثیر دارد، بلکه در پلیدیها نیز خود را نشان میدهد، به احساسات عمیق عاشقانهاش اشاره میکند. شاعر ابراز میکند که اگر عاشقان بخواهند گناه کنند، نیازی به ملامت نیست، زیرا عشق و اشتیاق از دست رفتنی نیست. در نهایت، او تنها چیزی که میبیند، روی دوست است و در دل خود هزاران شکایت دارد، اما از بیان آن ناتوان است. شاعر به عمق وابستگیاش به محبوب، که همچون جان زندگانیاش است، تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ای خورشید زیباییها، تو نشانه خداوندی، زیباییات را از ماه تا ماهی تحت تسخیر خود داری.
هوش مصنوعی: اگر ماه از زیبایی تو کمکی میگرفت، در زمان خسوف، دیگر تاریکی بر روی ماه نمایان نمیشد.
هوش مصنوعی: خوشحالی و زیبایی شما هیچگاه به پایان نمیرسد، و همچنین اشتیاقها و آرزوها نیز هیچگاه به سرانجام نخواهند رسید.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به خاطر یک لبخند یا زیبایی ما، خون عاشقان را بریزی، این تقصیر ما نیست؛ بلکه این نقص از خود شماست که در این کار گناه میکنی.
هوش مصنوعی: اگر در برابر سگان کوی تو بر خاک درگاهت باشم، اجازهای میخواهم که به پادشاهی ادعایی کنم.
هوش مصنوعی: در دل من شکایتهای زیادی وجود دارد، اما چه بگویم وقتی که تو حال و احوال مرا بدون اینکه بگویم میدانی، مانند ماهی که در آب شنا میکند.
هوش مصنوعی: جز چهره محبوب هیچ چیز دیگری نمیبینم و از گناهان خود آگاه هستم، اما در عین حال میدانم که محبت کردن به دیگران هم در برابر نافرمانیهایتان خوب است.
هوش مصنوعی: تو مهربانترین ماه هستی، جانِ زندگیام، نور چشمانم و دلِ منی، همچنین همیشه حامی و پناه من هستی.
هوش مصنوعی: جان همام (محل استحمام) از عطر و بوی معشوق پر شده و نفسهای معطر او مشهود است. این بوی خوش گواهی میدهد بر حضور و اثرات زیبای آن معشوق.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ربی و ربکالله ای ماه تو چه ماهی
کافزون شوی ولیکن هرگز چنو نکاهی
مه نیستی که مهری زیرا که هست مه را
گاه از برونش زردی گاه از درون سیاهی
با مایهٔ جمالت ناید ز مهر شمعی
[...]
نشنیدهام که ماهی، بر سر نَهَد کُلاهی
یا سرو با جوانان، هرگز رَوَد به راهی
سروِ بلندِ بُستان، با این همه لطافت
هر روزش از گریبان، سر بَرنَکرد ماهی
گر من سخن نگویم، در حسنِ اعتدالت
[...]
خضر سفید شیبت چو دم زد از سیاهی
عین الحیات عالم سر زد ز حوض ماهی
برخاست رای هندو از ملک شام بنشست
سلطان نیمروزی در چین پادشاهی
آن شوخ دی براهی میرفت همچو شاهی
در پیش و پس ز جانها با او روان سپاهی
میداد داد خوبی می کرد نیز بیداد
از هر طرف برآمد فریاد داد خواهی
تا لاله داغ بر دله هم گل فتاده در گل
[...]
هر نازنین که بینم جولان کنان به راهی
آهی ز دل برآرم بر یاد کج کلاهی
چون آن دو هفته مه را همچون مه دو هفته
هر هفته دید نتوان قانع شدم به ماهی
تسکین چگونه یابد شوقم که در گذرها
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.