یار ما محملنشین و ساربان مستعجل است
چون روان گردم که زاب دیده پایم در گل است
میرود من در پیَش فریاد میدارم ولیک
همچو آواز جرس فریاد ما بیحاصل است
رو به هر جانب که آرد قبلۀ جانها شود
منزلی کانجا فرود آید زمینی مقبل است
زیستن بیروی تو صورت نمیبندد مرا
وین تصور خود مرا بیش از فراقش قاتل است
صحبت خوبان بلای جان مشتاقان بود
گرچه آسان است پیوستن بریدن مشکل است
کیست مانندش که تا عاشق شود خرسند از او
دیگران از آب و گل منظورم از جان و دل است
سرو زد با قامتش لاف دروغ از راستی
مردم صاحبنظر داند که قولش باطل است
گر ملامتگر نداند حال ما عیبش مکن
ما میان موج دریاییم و او برساحل است
سوز آتش شمع میداند که با پروانه چیست
همنشین شمع سوزان از حرارت غافل است
خصم میگوید که نشکیبد همام از نیکوان
هر که جان آشنا دارد به ایشان مایل است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز عشق و آرزوی وصال معشوق میپردازد. او خود را در حالتی از بیتابی و longing توصیف میکند، در حالی که معشوق مانند سوارکاری گذرا و محمل نشینی به نظر میرسد. شاعر در فراق یار میسوزد و میفهمد که بدون روی او نمیتواند زنده بماند. او نیز به دشواری پیوستن به خوبان اشاره میکند و میگوید که علیرغم میل عاشقان، این پیوستن همیشه آسان نیست. در نهایت، شاعر از اندیشههای دیگران درباره عشق خود میگوید و تأکید میکند که تنها کسی که جان آشنا داشته باشد میتواند به زیباییهای عشق پی ببرد.
هوش مصنوعی: دوست ما در حال حاضر در سفر است و به زودی حرکت میکند. من باید مواظب باشم چون پایم در گل گیر کرده است و نمیتوانم به راحتی حرکت کنم.
هوش مصنوعی: من در پی او میروم و فریاد میزنم، اما صدای من مانند صدای زنگ، بیفایده و بینتیجه است.
هوش مصنوعی: هر کجا که انسان به سوی معنویات و روحانیت روی آورد، آنجا مکانی میشود که جانها آرام میگیرند و اگر در آن محل فرود آیند، زمینی است که پذیرای روحهاست.
هوش مصنوعی: زیستن بدون وجود تو برای من ممکن نیست و این فکر کردن به تو، حتی بیشتر از جداییات، برایم کشنده است.
هوش مصنوعی: گفتوگو با خوبان برای عاشقان دردناک است، هرچند که ارتباط برقرار کردن آسان به نظر میرسد، اما جدا شدن از آنها کار دشواری است.
هوش مصنوعی: کسی را سراغ نداری که وقتی عاشقش شود، دیگران از او خوشنود باشند. منظورم این است که تمام وجود و احساساتش را به او تقدیم کند.
هوش مصنوعی: سرو با زیبایی و قامت بلندش، دروغهایی درباره حقیقت به دیگران میزند، اما مردم آگاه و دانا میدانند که حرفهای او بیاساس و نادرست است.
هوش مصنوعی: اگر کسی که ما را سرزنش میکند حال ما را نمیداند، ایرادی به او نگیر. ما در وسط امواج دریا هستیم و او در ساحل قرار دارد.
هوش مصنوعی: آتش شمع از دردی که پروانه دارد آگاه است، اما شمعی که میسوزد به شدت حرارت خود توجهی ندارد.
هوش مصنوعی: دشمن میگوید که اگر کسی نیکوکاران را بشناسد، هرگز از آنها دور نمیشود و به سمت آنها جذب میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پای دل در کوی عشقت تا به زانو در گِل است
همّتی دارید با من زانکه کاری مشکل است
من ندانم کین دل دیوانه را مقصود چیست
کو همیشه سوی سرگردانی من مایل است
فیل محمودی فرو ماند اگر بیند به خواب
[...]
تا دلم در دست آن سیمین بر سنگین دل است
زیر پای من ز آب چشم و خون دل گل است
جز جفای من نگردد در دل سنگین او
بر ندارد سنگ خارا آنچه او را در دل است
نیست نرمی در دلش با دیده پرآب من
[...]
بار دل بر تن نهادن کار ارباب دل است
این که عیسی بار خر بر دوش گیرد مشکل است
ای عزیزان رهرو راه دلارام است دل
چون سبکبار است پیش از کاروان در منزل است
مرغ عرشی آرزوی آشیان دارد ولی
[...]
من خیال یار دارم، گر کسی را بر دل است
کز خیال او شوم، خالی، خیالی باطل است
چشم عیارش، به قصد خواب هرشب تا سحر
در کمین مردم چشم است و مردم، غافل است
عشق، در جان است و می، در جام و شاهد، در نظر
[...]
گرچه از باران دیده خاک آن کو پر گل است
پای عاشق در گل از دست دل از دست دل است
بنده را گر پیش خویش از مقیلان خوانی رواست
هر که رو در قبله روی تو دارد مقبل است
دل همه تن اشک خونین گشت و آمد سوری چشم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.