نباتت بر لب شکّر برآمد
زمرد گرد یاقوتت درآمد
ز گلبرگ تو سنبل سر برآورد
زهی سنبل که از گل بر سر آمد
رخت منشور خوبی داشت بی خط
چو خطت بر مثال عنبر آمد
گواهی داد هر جا شاهدی بود
که در حسن تو خطی دیگر آمد
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
نباتت بر لب شکّر برآمد
زمرد گرد یاقوتت درآمد
ز گلبرگ تو سنبل سر برآورد
زهی سنبل که از گل بر سر آمد
رخت منشور خوبی داشت بی خط
چو خطت بر مثال عنبر آمد
گواهی داد هر جا شاهدی بود
که در حسن تو خطی دیگر آمد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جاذبههای معشوق میپردازد. او از لطافت و عطر دلانگیز گلها به عنوان نمادهایی از زیبایی معشوق یاد میکند و هماهنگی و جذابیتهای چهره و جسم او را به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از تشبیهها و توصیفهای شاعرانه، خصوصیات دلنشین و منحصر بهفرد معشوق را اینچنین تحسین میکند که هیچ زیبایی دیگری به پای او نمیرسد و صفات او به اندازهای جذاب است که گویی تمامی زیباییهای جهان در او تجلی یافتهاند.
هوش مصنوعی: گلهایت مانند شکر بر لبان تو شکفته شده و زیباییات به درخشش یاقوت و زیبایی زمرد تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: از گلبرگ تو، سنبل سر برآورده است؛ چه سنبل زیبایی که از گل به وجود آمده.
هوش مصنوعی: پوشش تو مانند یک منشور، زیبا و بدون نقض است و به اندازه عطر خوش عنبر جذاب است.
هوش مصنوعی: هر جا که نشانهای از زیبایی تو وجود داشت، همه تأیید کردند که نوعی جمال دیگر در آن یافته میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نه تیری بُد بدین دز چون برآمد
بدین درهای بسته چون در آمد
کسی کافکند خود را، بر سر آمد
خودافکن با همه عالم برآمد
به پیش خویش خواندش چون در آمد
سلامش گفت وحالی در سر آمد
چو ماه از گنبد خضرا برآمد
به عذرا از درم عذرا برآمد
عرق بر خرمن ماهش نشسته
چو شبنم برکنار کوثر آمد
فرو هشته دو گیسوی مسلسل
[...]
چنان قطبی چو در مغرب سرامد
ز مشرق چتر شمسالدین برآمد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.