خواجه ئی نیست که چون بنده پرستارش نیست
بنده ئی نیست که چون خواجه خریدارش نیست
گرچه از طور و کلیم است بیان واعظ
تاب آن جلوه به آئینه گفتارش نیست
پیر ما مصلحتاً رو به مجاز آورد است
ورنه با زهره وشان هیچ سروکارش نیست
دل به او بند و ازین خرقه فروشان بگریز
نشوی صید غزالی که ز تاتارش نیست
نغمهٔ عافیت از بربط من می طلبی
از کجا بر کشم آن نغمه که در تارش نیست
دل ما قشقه زد و برهمنی کرد ولی
آنچنان کرد که شایسته زنارش نیست
عشق در صحبت میخانه به گفتار آید
زانکه در دیر و حرم محرم اسرارش نیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به نبودن خواجهای (رئیس) اشاره میکند که بندهاش را درک کند و به او ارادت ورزد. او به این نکته میپردازد که بندهای که خواستهها و نیازهایش از سوی خواجهاش مورد توجه قرار نگیرد، واقعاً وجود ندارد. با استفاده از نمادهایی چون طور و کلیم، شاعر به نقش مؤثر روحانی و فلسفی آگاهی میدهد که باید به حقیقت آنچه در دل است، پی برد. در نهایت، او به عشق و ارتباطات عرفانی اشاره میکند و بیان میکند که عشق حقیقی در جمع و بزم میانه میآید، نه در مکانهای مقدس که دور از عشق و حقیقت باشد.
هوش مصنوعی: خواجهای نیست که بندهاش را دوست داشته باشد و بندهای هم نیست که خواجهاش را بخواهد.
هوش مصنوعی: اگرچه واعظ با صحبتهایش به بیان اسرار الهی میپردازد و از حقیقتی والا سخن میگوید، اما قدرت نمایش و درک این جلوهها در کلامش وجود ندارد.
هوش مصنوعی: پیر ما به خاطر مصلحت و شرایط، به کلام مجاز روی آورده است وگرنه با زیبایی و ظرافت هیچ ارتباطی ندارد.
هوش مصنوعی: دل خود را به او بسپار و از افرادی که فقط به دنبال منفعت خود هستند دوری کن، زیرا تو نباید طعمهای برای آنها شوی که از جان و قلب تو سوءاستفاده کنند.
هوش مصنوعی: از من میخواهی که آهنگی خوش را با سازم بنوازم، اما نمیدانم از کجا آن آهنگ را بیاورم، چون در سازم چنین نغمهای وجود ندارد.
هوش مصنوعی: دل ما به شدت درد و رنج برداشت و دچار آشفتگی شد، اما آنقدر تحت تأثیر قرار گرفت که این وضعیت شایسته زناش نیست.
هوش مصنوعی: عشق در گفتوگوهای میخانه نمایان میشود، زیرا در مکانهای مذهبی و مقدس، جایگاهی برای بیان اسرار آن نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خار در دیده آن کس که طلبکارش نیست
خاک در کاسه آن سر که هوادارش نیست
گر چه خط سیهش دست نداده است به هم
کسری نیست که در حلقه زنارش نیست
چه خبر از دل صد پاره ما خواهد داشت؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.