می گشودم شبی به ناخن فکر
عقده های حکیم المانی
آنکه اندیشه اش برهنه نمود
ابدی را ز کسوت آنی
پیش عرض خیال او گیتی
خجل آمد ز تنگ دامانی
چون بدریای او فرو رفتم
کشتی عقل گشت طوفانی
خواب بر من دمید افسونی
چشم بستم ز باقی و فانی
نگه شوق تیز تر گردید
چهره بنمود پیر یزدانی
آفتابی که از تجلی او
افق روم و شام نورانی
شعله اش در جهان تیره نهاد
به بیابان چراغ رهبانی
معنی از حرف او همی روید
صفت لاله های نعمانی
گفت با من چه خفته ئی برخیز
به سرابی سفینه می رانی؟
«به خرد راه عشق می پوئی؟
به چراغ آفتاب می جوئی؟»


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تأمل در اندیشههای هگل میپردازد و در مواجهه با فلسفه او، احساسات عمیق و معنویاتی را تجربه میکند. او از دریا و کشتی عقلش در طوفانها سخن میگوید، که نماد جستجوی حقیقت و دانش است. در این مسیر، بیخبری و خواب عمیق او را به بیداری و آگاهی دعوت میکند، تا با نگاهی تیز و آگاهانه به جستجوی عشق و حقیقت بپردازد و از نور دانایی بهرهمند شود. در این سفر وجودی، شاعر به یادآوری قدرت عشق و روشنایی میرسد و به چالش با خواب و غفلت میپردازد.
هوش مصنوعی: شبی با ناخن خود به سراغ افکار و نگرانیهای عمیق و پیچیدهای میرفتم که در ذهنم به جا مانده بود.
هوش مصنوعی: کسی که فکرش باعث شد تا حقیقت جاودانه از شکل ظاهری و گذرا رها شود.
هوش مصنوعی: در برابر زیبایی و جذابیت او، دنیا به دلیل محدودیتهایش شرمسار و ناچیز به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: وقتی در عمق دریای او غرق شدم، قایق عقل من دچار طوفان شد.
هوش مصنوعی: خواب بر من سایه افکنده و جادوئی از خود بر جا گذاشته است. چشمانم را بستم و از دنیا و اموری که ماندنی نیستند، جدا شدم.
هوش مصنوعی: چشم امید و اشتیاق بیشتر شده و چهرهای از خدای بزرگ نمایان شده است.
هوش مصنوعی: خورشیدی که درخشش او، افقهای روم و شام را روشن میکند.
هوش مصنوعی: شعلهاش در دنیای تاریک روشنایی را در دل بیابان به وجود آورد، مانند نوری که به راهبان هدایت میکند.
هوش مصنوعی: از گفتار او، خصوصیات لالههای خوشرنگ و زیبا نمایان میشود.
هوش مصنوعی: کسی به فردی میگوید که چرا در حال استراحت است و او را تشویق میکند که برخیزد و به عملی پرجنبوجوش و شاداب بپردازد، مانند راندن یک کشتی در آبهای روشن و پرجنبوجوش.
هوش مصنوعی: آیا با عقل و خرد به دنبال عشق هستی؟ آیا به روشنی آفتاب میخواهی دست پیدا کنی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساخت آنگه یکی بیوگانی
هم بر آئین و رسم یونانی
ما به هر مجلسی ز تو زده ایم
همچو بلبل هزاردستانی
بسته کاری نکرده ای با ما
مردمی کرده ای فراوانی
زود در هر چه خواستیم از تو
[...]
تا کی این لاف در سخن رانی
تا کی این بیهده ثنا خوانی
گه برین بی هنر هنر ورزی
گه بر آن بی گهر درافشانی
با چنین مهتران بی معنی
[...]
ای پناه همه مسلمانی
رافع بن علی شیبانی
تاج دینی و از مکارم تو
همه اصحاب دین بآسانی
در معالی بلند مرتبتی
[...]
من یکی شاعرم نه سامانی
نز نژاد ملوک ساسانی
نه مرا باد حشمت میری
نه مرا اسب و طوق سلطانی
نه غلامان رومی و خزری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.