بصدای درمندی بنوای دلپذیری
خُم زندگی گشادم بجهان تشنه میری
تو بروی بینوائی درِ آن جهان گشادی
که هنوز آرزویش ندمیده در ضمیری
ز نگاهِ سرمهسائی بدل و جگر رسیدی
چه نگاه سرمهسائی دو نشانه زد به تیری
به نگاهِ نارسایم چه بهارِ جلوه دادی
که بباغ و راغ نالم چو تَذَرو نو صفیری
چه عجب اگر دو سلطان بولایتی نگنجند
عجب اینکه مینگنجد بدو عالمی فقیری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و دلپذیری زندگی و طبیعت اشاره میکند و از آرزوهای برآوردهنشدهاش سخن میگوید. او به حال و هوای تشنگی و تلاش برای دستیابی به آرزوها میپردازد و با توصیف نگاه معشوق، احساسات عمیق خود را بیان میکند. در نهایت، شاعر به تضاد میان فقر و ثروت اشاره میکند و میگوید که گاه دو فرد ثروتمند نمیتوانند در یک عالم زندگی کنند، در حالی که فقر و نیاز میتواند همهجا گسترش یابد.
هوش مصنوعی: با صدای شخصی نیازمند، زندگی را به طرز خوشایندی آغاز کردم و به جهانی که تشنه است، قدم گذاشتم.
هوش مصنوعی: تو به دنیایی میروی که در آن، کسی که در تنگدستی و سختی زندگی میکند، فرصتهای جدیدی برای پیشرفت و خوشبختی خواهد داشت؛ دنیایی که هنوز در ذهن بعضیها به آرزو تبدیل نشده است.
هوش مصنوعی: از نگاه پرجذبهات به دل و جگرم نفوذ کردی، چه نگاه عمیق و تاثیرگذاری که همانند یک تیر دو نشانه را هدف قرار داده است.
هوش مصنوعی: به چشم ناتوان من چه زیبایی بهار نشان دادی که من در باغ و بوستان گریه میکنم مانند سرودی که به گلها میگویند.
هوش مصنوعی: عجب نیست که دو پادشاه در یک سرزمین جا نشوند، اما عجیب است که یک فقیر نتواند در دو عالم بگنجد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به نظاره جوانان که کسی نیافت سیری
من پیر بس حریصم چه بلاست حرص و پیری
چکنم که چون تو یوسف نتوان خرید وصلت
نه بنقد سربلندی نه بمایه فقیری
چو سر وفا نداری مفکن بدام خویشم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.