ز سلطان کنم آرزوی نگاهی
مسلمانم از گل نسازم الهی
دل بی نیازی که در سینه دارم
گدا را دهد شیوهٔ پادشاهی
ز گردون فتد آنچه بر لالهٔ من
فرو ریزم او را به برگ گیاهی
چو پروین فرو ناید اندیشهٔ من
به دریوزهٔ پرتو مهر و ماهی
اگر آفتابی سوی من خرامد
به شوخی بگردانم او را ز راهی
به آن آب و تابی که فطرت ببخشد
درخشم چو برقی به ابر سیاهی
ره و رسم فرمانروایان شناسم
خران بر سر بام و یوسف به چاهی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر آرزوی نگاهی از سوی سلطان دارد و در عین حال بر بینیازی و عدم وابستگی به دنیا تأکید میکند. او به قدرت و ثروت پادشاهان اشاره میکند و پیوندی را میان پست و بلند اجتماعی ترسیم میکند. شاعر به زیباییهای عالم هستی مینگرد و از ذاتی چون محبت و نور سخن میگوید، بهویژه زمانی که پروین و خورشید به ذهنش میآیند. در نهایت، او بر درک عمیقتری از زندگی و سرنوشت انسانها تأکید کرده و تجربههایی از جمله سختیها و غمها را در مقایسه با شادیها و نورهای زندگی بیان میکند.
هوش مصنوعی: از سلطان میخواهم که نگاهی به من بیندازد، زیرا من مسلمانم و نمیخواهم که از گل بسازند.
هوش مصنوعی: دل بینیاز من که در سینهام است، به گدا همانند یک پادشاه رفتار میکند و او را دریابید.
هوش مصنوعی: هر چیزی که از آسمان به روی گل لالهٔ من بریزد، به آن برگ گیاهی خواهد رسید.
هوش مصنوعی: وقتی که ستارههای پروین غروب میکنند، به یاد نور و روشنی خورشید و ماه میافتم و ذهنم درگیر این فکر میشود.
هوش مصنوعی: اگر آفتابی به سمت من بیاید، با شوخی او را از مسیرش منحرف میکنم.
هوش مصنوعی: به زیبایی و حرارتی که ذات انسان به او میدهد، در هنگامی که عصبانی است مانند آذرخش در دل ابرهای تیره میدرخشد.
هوش مصنوعی: من نحوه زندگی و رفتار سلطنتها را میدانم؛ در حالی که افرادی نادان مانند خران در بالای بامها قرار دارند و افرادی با استعداد و شایسته مثل یوسف به درون چاهها افتادهاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
برون آرش از خجلت رو سیاهی
الهی، الهی، الهی، الهی
یکی نیر از برج شاهی دمیده
که نورش گرفته ز مه تا بماهی
ز شاه جهان باد شه تا بآدم
پدر بر پدر صاحب تاج شاهی
زشاهان کسی این نسب را ندارد
[...]
چه شد میرزا مهدی آن قطب دانش
که بود او بهر علم عالم کلاهی
مکان در خم هستیش بود چندی
فلاطون صفت آن حکیم الهی
نهان گشت آخر روان منیرش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.