طرب افسرده کند دل، چو ز حدّ در گذرد
آبِ حیوان بکُشَد نیز، چو از سر گذرد
من ازین زندگیِ یکنَهَج آزرده شدم
قند اگر هست نخواهم که مکرّر گذرد
گر همه دیدنِ یک سلسله مکروهات است
کاش این عمرِ گرانمایه سبکتر گذرد
تو از این خلعتِ هستی چه تفاخر داری؟
این لباسی است که بر پیکرِ هر خر گذرد
آه از آن روز که بی کسبِ هنر شام شود
وای از آن شام که بی مطرب و ساغر گذرد
لحظهای بیش نبود آنچه ز عمرِ تو گذشت
وآنچه باقیست به یک لحظهٔ دیگر گذرد
آن همه شوکت و ناموسِ شهان آخِرِ کار
چند سطریست که بر صفحهٔ دفتر گذرد
عاقبت در دو سه خط جمع شود از بد و نیک
آنچه یک عمر به دارا و سکندر گذرد
ای وطن! زین همه ابنایِ تو کس یافت نشد
که به راهِ تو نگویم ز سر، از زر گذرد
نه شریفالعلما بگذرد از سیمِ سفید
نه رئیسالوزرا از زرِ احمر گذرد
گر به محشر هم از این جنس دوپا در کارند
وای از آن طرز مظالم که به محشر گذرد
ور یکی زان همه عمّال بُوَد ایرانی
گلهها بینِ خداوند و پیمبر گذرد
این همه نقش که بر صحنۀ گیتی پیداست
سینماییست که از دیدهٔ اختر گذرد
عَنقریب است که از عشقِ تو چون پیراهن
سینه را چاک کند ایرج و از سر گذرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بیان نگرانیهای شاعر دربارهٔ زودگذر بودن زندگی و ناپایداری خوشیها و زیباییها میپردازد. شاعر از طرب افسرده و زحمات زندگی سخن میگوید و به ناپایداری عزت و ناموس شاهان اشاره میکند که در نهایت به چند سطر محدود میشود. او به سادگی میگوید که زندگی حتی با تمام خوشیها و مکروهاتش در نهایت به سرعت میگذرد و چیزهای با ارزش و با شکوه نیز نهایتاً محو میشوند. شاعر از وطن و عدم وجود انسانی قابل اتکا در آن میگوید و به مظالمی که در محشر هم ممکن است وجود داشته باشد اشاره میکند. در پایان، به عمق عشق و احساس خود اشاره میکند که میتواند به اندازهای قوی باشد که او را از پا درآورد.
هوش مصنوعی: وقتی خوشحالی از حد زیادی فراتر برود، دل را اندوهگین میکند. همچنین، اگر آب حیات از اندازهٔ لازم بگذرد، میتواند باعث نابودی و از بین رفتن شود.
هوش مصنوعی: از این زندگی تکراری خسته شدهام. اگر هم زندگی شیرینی وجود داشته باشد، نمیخواهم دوباره به همین شکل تکرار شود.
هوش مصنوعی: اگر همه در حال دیدن یک سری کارهای ناپسند و مخرّب هستند، ای کاش این عمر با ارزش و گرانبها سریعتر سپری شود.
هوش مصنوعی: تو به چه چیزی در زندگیات مغروری؟ این فقط لباسی است که بر تن هر کسی، حتی یک الاغ، هم قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: آه از روزی که بدون داشتن هنری زندگی ادامه یابد، و وای از شبی که بدون لذت موسیقی و شراب سپری شود.
هوش مصنوعی: عمر تو فقط یک لحظه بود که گذشت و آنچه از آن باقیمانده نیز در یک لحظه دیگر میگذرد.
هوش مصنوعی: تمام عظمت و prestigای که پادشاهان دارند، در پایان کار تنها چند خط در تاریخ باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: در نهایت، همه تجربیات خوب و بدی که یک زندگی پر از ماجرا داشته، در چند جمله خلاصه میشود، درست مانند زندگی دارا و سکندر که با دشواریها و پیروزیهای زیادی همراه بوده است.
هوش مصنوعی: ای وطن، از تمام این فرزندان تو هیچکس پیدا نشد که برای تو از مال و ثروت بگذرد و به راهی که تو انتخاب کردهای، قدم بگذارد.
هوش مصنوعی: نه عالم بزرگواری از نقرهی سفید چشمپوشی میکند و نه نخستوزیر از طلاي قرمز صرفنظر میکند.
هوش مصنوعی: اگر در روز قیامت هم انسانها به همان شیوه ظلم و ستم ادامه دهند، وای بر حال انسانی که آنجا نیز چنین ظلمهایی صورت گیرد.
هوش مصنوعی: اگر یکی از این کارگزاران ایرانی باشد، به طور حتم در بین خداوند و پیامبر مشکل پیش خواهد آمد.
هوش مصنوعی: تمام این نقوش و تصاویری که در جهان مشاهده میکنیم، مانند نمایشی است که از دید ستارهها عبور میکند.
هوش مصنوعی: به زودی ایرج به خاطر عشق تو مانند پیراهنی که پاره میشود، از سینهاش بگذرد و از آن عبور کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
هر که خواهد سوی آن شوخ ستمگر گذرد
واجب آنست که اول قدم از سر گذرد
کاش جان بگسلد از تن که مگر همره باد
گه گهی جانب آن سرو سمنبر گذرد
آه ازان شوخ که بر هر سر راهی که روم
[...]
زخم عشاق محال است ز خنجر گذرد
چه خیال است که مخمور ز ساغر گذرد؟
زاهد خشک ز سرچشمه زمزم نگذشت
مست چون از می چون خون کبوتر گذرد؟
چرخ پر کوکبه سد ره عاشق نشود
[...]
نه همین گرد ره شوق ز صرصر گذرد
ریگ این بادیه چون برق هم از سرگذرد
دل دریا شود آتشکده داغ نهان
نسبت اشکم اگر در دل گوهر گذرد
آنکه رحمت کند آرایش دیوان گناه
[...]
هردم از عمر که بی شاهد و ساغر گذرد
آزمودیم به یک عمر برابر گذرد
آفتابی است رخت کز زنخ ابروی و زلف
همه بر سنبله و دلو و دو پیکر گذرد
حال دل با سپه غمزه چه محتاج بیان
[...]
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.