هر که آمد در این جهان ناچار
رود از این جهان چه شَه چه گدا
یک جَهانِ دگر خدای آراست
که بُوَد نامِ آن جهانِ بقا
سویِ دارِ بَقا رَوَد هر کس
که بیامد در این سرایِ فنا
پورِ ایرج نَوادۀ خاقان
آن مَلِک زادۀ فرشته لَقا
من به او صِهر و او به من عَمّ بود
نه من او را نه او بدید مرا
زیست پنجاه و اَندر سال به دَهر
چون در این خاکدان ندید وفا
سویِ جَنَّت برفت با دلِ شاد
تا بماناد جاودان آن جا
بهرِ تاریخِ فوتش ایرج گفت
رفت جعفرقُلی از این دنیا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ وفات جعفرقلی میرزا، عمّ شاعر، نوشته شده است. در آن بیان شده که همهای انسانها، چه شاه و چه گدا، ناچار از این دنیا میروند و به جهانی دیگر که ابدی است، منتقل میشوند. شاعر با ذکر این نکته که جعفرقلی میرزا پنجاه و چند سال زندگی کرده و با دل شاد از دنیا رفته، از او به عنوان یک فرد با اصالت یاد میکند و تأکید میکند که او به عالم باقی رفته است. شعر در نهایت تاریخ وفات او را بیان میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به این دنیا میآید، بالاخره باید از آن برود، فرقی نمیکند که او پادشاه باشد یا گدا.
هوش مصنوعی: یک دنیای دیگر وجود دارد که خداوند آن را زیبا و کامل ساخته است و این دنیا به نام دنیا جاودان شناخته میشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که به این دنیای زودگذر و فانی وارد شود، به سوی محل رهایی و جاودانگی میرود.
هوش مصنوعی: فرزند ایرج، نواختهای از فرمانروای آن پادشاهی که زادهی فرشتهای زیباست.
هوش مصنوعی: من نسبت به او فامیل و نزدیک هستم و او هم برای من مانند یکی از بستگان است، اما هیچیک از ما هرگز وجود دیگری را درک نکردهایم.
هوش مصنوعی: در میان این دنیای پر از مشکلات، به مدت پنجاه سال زندگی کردم، اما در این مدت وفا و صداقتی را در این روزگار پیدا نکردم.
هوش مصنوعی: به سمت بهشت رفت با دلی شاد تا بتواند در آنجا برای همیشه بماند.
هوش مصنوعی: ایرج به مناسبت درگذشت جعفرقلی گفت که او از این دنیا رفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
نیگلون پرده برکشید هوا
باغ بنوشت مفرش دیبا
آبدان گشت نیلگون رخسار
و آسمان گشت سیمگون سیما
چون بلور شکسته، بسته شود
[...]
دوش در روی گنبد خضرا
مانده بود این دو چشم من عمدا
لون انفاس داشت پشت زمین
رنگ زنگار داشت روی هوا
کلبه ای بود پر ز در یتیم
[...]
بادبان برکشید باد صبا
معتدل گشت باز طبع هوا
خاک دیبا شدست پر صورت
جانور گشته صورت دیبا
شاخ چون کرم پیله گوهر خویش
[...]
در چمنهاش بلبلان ، گویا
نغمهشان جمله «ربنا الاعلی»
نور دین نور عین مهر و وفا
آفریده شده ز لطف خدا
هر که از مهر و از وفا زاید
زو نیاید بعمر جور و جفا
نور دین را هر آینه نکند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.