قبض آقای کمال السلطنه است
بایدش امضا کنی بسیار زود
پس فرصتی با همین مَشدی سُهَیل
تا نمایم من دُعا بر آن وجود
گر رسوم از ما طمع داری بگو
ما خداوندانِ احسانیم و جود
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
قبض آقای کمال السلطنه است
بایدش امضا کنی بسیار زود
پس فرصتی با همین مَشدی سُهَیل
تا نمایم من دُعا بر آن وجود
گر رسوم از ما طمع داری بگو
ما خداوندانِ احسانیم و جود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به آقای کمالالسلطنه پیغامی جدی میدهد که باید امضای خود را سریعاً روی قبضی بگذارد. او با مشدی سهیل صحبت میکند تا فرصتی فراهم آورد و دعاهایی برای کمالالسلطنه در نظر بگیرد. در نهایت، شاعر با لحن دوستانهای اشاره میکند که اگر کسی از آنها توقعی دارد، باید بدانند که اهل بخشش و احسان هستند.
هوش مصنوعی: باید خیلی زود، امضای قبض آقای کمال السلطنه را انجام دهی.
هوش مصنوعی: بنابراین، بیایید از همین همدم با نام مَشدی سُهَیل بهره ببریم تا من دعا کنم برای آن وجود ارزشمند.
هوش مصنوعی: اگر انتظار داری که ما به آداب و رسوم توجه کنیم، باید بگویی که ما افراد نیکوکار و سخاوتمند هستیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
نان آن مدخل ز بس زشتم نمود
از پی خوردن گوارشتم نبود
آمدم سوی سرای شمس دین
بازگشتم چون جمال او نبود
من چه خواهم کرد بی او آن سرای؟
تشنه را از ساغر فارغ چه سود؟
این بگفت و رفت از پیشش چو دود
هر چه بود اصلا همه آن هیچ بود
از قضا سرکنگبین صَفرا فزود
روغن بادام خشکی مینمود
از قضا دیوانهای در بند بود
قصۀ من هرچه گفتم میشنود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.