با غمزاتی که تو خانم کنی
رخنه به دین و دل مردم کنی
جان به لب عاشق بیدل رسد
با غمزاتی که تو خانم کنی
دریا دریا به تو حسن اندر است
پرده برافکن که تلاطم کنی
غنچه به گلزار خموشی کند
تا تو گلاندام تکلم کنی
سرو ستادست مؤدب به جای
تا تو به رفتار تقدم کنی
من به تو اظهار تعشق کنم
تو ز من ابراز تألم کنی
از دگران بیشترم دار دوست
کز دگران پیشترم گم کنی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییهای زنی میپردازد که غمزات و حرکاتش تأثیر عمیقی بر دلها و ایمان مردم دارد. او به یادآوری میآورد که وجود این زن، همچون دریایی از زیبایی است که قادر به ایجاد طوفان و تغییر در دل عاشقان است. شاعر به عشق و وابستگی خود به این زن اعتراف میکند و از او میخواهد که احساساتش را بازگو کند و به او بگوید که چگونه از عشق او میتند و دیگران را نسبت به خود غافل میکند. در این میان، به نوعی تبادل احساس و تأمل میان عشق و معشوق نیز اشاره میشود.
هوش مصنوعی: با نگاهها و اشارههای تو، به دین و دل مردم آسیب میزنی و آنها را تحت تأثیر قرار میدهی.
هوش مصنوعی: عاشق بیدل به خاطر ناز و غمزههای تو به شدت تحت فشار و در عذاب است.
هوش مصنوعی: دریا دریا، زیبایی تو در آن نهفته است، پس پرده را کنار بزن و آغاز به حرکت کن.
هوش مصنوعی: غنچه در باغ خاموشی میرود تا تو بتوانی با زیباییات سخن بگویی.
هوش مصنوعی: درخت سرو با وقار و ادب ایستاده است، منتظر است تا تو رفتار مناسبتری داشته باشی و از او پیشی بگیری.
هوش مصنوعی: من عشق و علاقهام را به تو نشان میدهam و تو هم ناراحتی و دلتنگیات را به من نشان بدهی.
هوش مصنوعی: من از دیگران بیشتر به دوست خود وابستهام، چرا که امکان دارد دیگران مرا فراموش کنند یا از یاد ببرند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
شاه بدانی که جفا کم کنی
گرد گران ریش تو مرهم کنی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.