ای جبینت ماه و رویت آفتاب
می فتد بر خاک کویت آفتاب
گرد عالم هست سرگردان چو من
روز و شب در جست و جویت آفتاب
فتنه می یابد ز مویت روزگار
نور می گیرد ز رویت آفتاب
روز بر ما تیره و شب شد دراز
تا نهان شد زیر مویت آفتاب
روز و شب می سوزد و جان می دهد
همچو شمع از آرزویت آفتاب
کس نباشد مرد میدانت که هست
عنبرین چوگان و گویت آفتاب
می روی وز دور مانند جلال
چشم می دارد به سویت آفتاب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی معشوق خود میپردازد و او را با عناصر طبیعی چون ماه و آفتاب مقایسه میکند. محبت و شوق به او به گونهای است که زندگی بر وی سخت و تاریک میگذرد، زیرا آرزوی وصال او همیشه در دل و جانش میسوزد. معشوق به عنوان منبع نور و روشنی شناخته میشود و از دور نیز جلوهای باشکوه دارد. شاعر به احساسات عمیق و جذبههای عاشقانه خود اشاره کرده و در نهایت بر دشواریهای عاشقی تأکید میکند.
هوش مصنوعی: پیشانی تو مانند ماه و چهرهات مانند آفتاب است، روشنایی آفتاب بر خاک کوی تو میافتد.
هوش مصنوعی: تمامی دنیا مانند من در جستجوی تو سرگردان و آشفته است، به طوری که هم روز و هم شب، در تلاش برای یافتن روشنی و درخشش تو هستند.
هوش مصنوعی: موهای تو باعث بروز آشفتگی و محنت در جهان میشود و چهرهات مانند آفتاب، نور و روشنی را به اطراف میپراکند.
هوش مصنوعی: روزها برای ما تاریک و شبها بر ما طولانی شده است تا اینکه نور خورشید زیر موهایت پنهان شد.
هوش مصنوعی: روز و شب همچون شمعی میسوزد و جان میسپارد، به خاطر آرزوهایش برای تو ای آفتاب.
هوش مصنوعی: هیچکس در میدان نبرد نیست که مانند تو وجود داشته باشد، تو همچون چوب چوگان خوشبو و گوی آفتاب درخشان هستی.
هوش مصنوعی: تو به سمت دور میروی، اما در چشمانت مانند جلوهای از نور خورشید به سوی من نگاه میکنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.