اگرچه روز و شبم با تو در خیال خیال
مرا خیال وصالت بِهْ از وصال خیال
اگر خیال آن بود که فرق کنند
میان موی و میانت، زهی خیال خیال
از آن خیال تو مالند چون مرا بر روی
که دیده دست بشوید ز روی مال خیال
تن ضعیف من از هجر بر نهالی درد
کشیده از اثر ضعف چون نهال خیال
ز اشک آب گرفته است رودخانه چشم
چنان که وهم نیابد درو مجال خیال
خیال تو ز خیال جلال بود خیال
مبین خیال جلال و مگر جلال خیال
مکن حدیث کمال و خیال بازی او
ورا خیال کمال و مرا کمال خیال



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و خیالاتی میپردازد که از معشوقش نشأت میگیرد. او بیان میکند که خیال وصال معشوق برایش ارزشمندتر از خود وصال است. تصویر موی معشوق و زیبایی او بهگونهای است که هرچقدر هم نزدیک باشد، باز هم خیالی عمیق به نظر میرسد. شاعر از درد جدایی و ضعف جسمی ناشی از هجران سخن میگوید و چشمش پر از اشک و غم است. او همچنین به پیچیدگی خیال و کمال آن در ارتباط با معشوق اشاره میکند و بازگو میکند که این خیالها برای او جنبهای از کمال و زیبایی به همراه دارند.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه روز و شبم به فکر تو میگذرد، اما تصور من از وصال تو، برتر از واقعیت وصال است.
هوش مصنوعی: اگر تصور این باشد که میان موی تو و میان تو تفاوتی وجود دارد، این تنها یک خیال باطل و توهم است.
هوش مصنوعی: این بیت به بیان حالتی میپردازد که شخص با خیالات محبوبش درگیر است و این خیالات برای او بسیار زیبا و دلنشین هستند. او به گونهای حس میکند که این خیالات نمیتوانند از دنیای واقعی او جدا شوند، همانطور که چشمانش نمیتوانند زیباییهای محبوبش را فراموش کنند. به طور کلی، شاعر به ارتباط و پیوند عمیق بین خیال و واقعیت اشاره میکند.
هوش مصنوعی: بدن ضعیف من از درد جدایی رنج میبرد، همچون نهالی که به خاطر ناتوانی، از زخمهایش رنج میبرد.
هوش مصنوعی: رودخانه چشم به اندازهای پر از اشک است که هیچ تصوری نمیتواند در آن جایی برای خیال پیدا کند.
هوش مصنوعی: تصویر تو ناشی از عظمت و شکوه است و این تصویر فراتر از یک تصور ساده است. این شکوه تنها به خاطر خیال نیست، بلکه عمیقتر از آن است.
هوش مصنوعی: سخن از کمال و زیبایی او را نرانید، زیرا خیال آن کمال در ذهن من، خود کمالی است شگفتانگیز.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز بس که در نظر آمد مرا خیال خیال
وصال دوست گمان می برد وصال خیال
من ضعیف میانت چو در خیال آرم
بود عیان که خیالی ست در خیال خیال
در آرزوی دهانت دلم چنان تنگ است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.