در میان موج بحری بیکران افتادهام
موج بحر بیکران را در میان افتادهام
منزلم بالای نُه چرخ است و من بر سطح خاک
زان همینالم که از نُه نردبان افتادهام
با همه رنج و بلایی در میان بنشستهام
وز همه کام و مرادی بر کران افتادهام
طایر قدسم ولی با خاکیان بنشستهام
گوهری پاکم ولی در خاکدان افتادهام
چون زمین سفلی نِیَم اصلم ز خاک سفله نیست
گوهری علوی منم کز آسمان افتادهام
از ضعیفی در نمییابم وجود خویش را
بلکه از هستی خویش اندر گمان افتادهام
هرکه را جانیست با جانانی اندر خلوتیست
این مذلّت بین که من بر آستان افتادهام
از مذلّت روز و شب با خاک راهم همرکیب
گرچه با گردون به همّت همعنان افتادهام
خلق گویندم که در هجران چه مینالی جلال!
بلبلی مستم که دور از گلستان افتادهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساس تنهایی و جدایی از مقام و منزلت خود صحبت میکند. او خود را در میان موجی از مشکلات و رنجها میبیند و از اینکه در سطح خاک نشسته است، ناراحت است. او خود را مانند طایری میداند که بهجای پرواز در آسمان، در میان خاکیان قرار گرفته و از حضور در عالم معنویاش جدا شده است. شاعر به ضعف و بلندی خود اشاره میکند و بیان میکند که با وجود نامش، در دست روزمرگیها و عواقب آن گرفتار است. در نهایت با نالهای از هجران و دوری از معشوقش، خود را همچون بلبل مجروح توصیف میکند.
هوش مصنوعی: من در وسط یک دریاى وسیع و بینهایت به تلاطم افتادهام، گویی خودم همان موج این دریا هستم.
هوش مصنوعی: من در خانهای زندگی میکنم که بسیار بالاست و از طرفی، بر روی زمین هستم و از این وضعیت ناراحتم که انگار از چندین نردبان پایین افتادهام.
هوش مصنوعی: من با وجود تمام درد و زحمتها در اینجا نشستهام و از تمام آرزوها و خواستههایم به دور افتادهام.
هوش مصنوعی: پرندهای ملکوتی هستم، اما در کنار انسانهای دنیوی نشستهام. گوهری خالص و باارزش هستم، اما در گودال خاکی افتادهام.
هوش مصنوعی: من از دنیای پایین و مادی نیستم، بلکه از جنس نور و اصل بلندی هستم که به زمین افتادهام.
هوش مصنوعی: من از ضعف خودم پی به وجودم نمیبرم، بلکه به خاطر وجودم در دچار تردید شدهام.
هوش مصنوعی: هر کسی که روحی دارد، در تنهایی خود با محبوبش ارتباط دارد. اما من در این وضعیت تحقیرآمیز بر درگاه او افتادهام.
هوش مصنوعی: من در کنار خاک روز و شب زندگیام را سپری میکنم و با وجود اینکه در تلاش و کوشش در کنار آسمان قرار گرفتهام، همچنان در ذلت و حقارت باقی ماندهام.
هوش مصنوعی: مردم از من میپرسند که در جدایی چه مشکلی دارم، جلال! من مانند بلبل هستم که به دلیل دوری از گلستان در حال ناله و اندوهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون سر زلفش پریشان در جهان افتاده ام
با غمش نزدیک و دور از خان و مان افتاده ام
همچو سوسن ده زبانی می کند با من نگار
لاجرم از عشق او در هر زبان افتاده ام
از وصالش بر کران می داردم لیکن ز غم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.