به رخ خاک درت رُفتیم و رَفتیم
دعای دولتت گفتیم و رفتیم
ز روی خویش کردی دور ما را
چو گیسویت برآشفتیم و رفتیم
جفاهای ترا با کس نگفتیم
درون سینه بنهفتیم و رفتیم
ز جور یار سنگین دل همه راه
به گریه سنگ را سُفتیم و رفتیم
چو غنچه بس که پرخون شد دل ما
چو گل ناگاه بشکفتیم و رفتیم
چو کردی خوار چون خاشاک ما را
عنان باد بگرفتیم و رفتیم
به خود بیرون نمی رفتیم ازین در
ولی از خود به در رفتیم و رفتیم
به عهدت خواب خوش هرگز نکردیم
کنون آسوده دل خفتیم و رفتیم
وگر خود رفتن ما بود کامت
به جان منّت پذیرفتیم و رفتیم
جلال! ار قوّت رفتن نداریم
میان سیل خون افتیم و رفتیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تجربیات تلخ و جداییهای عاطفی سخن میگوید. او و دوستانش برای رسیدن به محبوب دعای خیر میکنند، اما محبوب آنها را از خود دور کرده و بر آنها جفا میکند. در این مسیر، درد و رنج خود را در سینه پنهان کرده و به گریه رو میآورند. شاعر احساس خوار بودن و بیاعتنایی محبوب را در خود حس میکند و از بیبرنامگی و ناامیدی ناشی از این جدایی، به کنایه میگوید که اگرچه از در عشق خارج نمیشوند، اما در واقع از خودشان دور شدهاند. در پایان، شاعر به یک نوع آرمیدگی پس از تحمل سختیها اشاره میکند و از آن میگوید که حتی اگر خودشان تصمیم به رفتن ندارند، تحت تأثیر عشق مجبور به این کار شدهاند.
هوش مصنوعی: ما به در خانهات رفتیم و در خاک آن، دعا کردیم برای موفقیت و سپس رفتیم.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیتی که در صورت تو نهفته است، ارتباط ما را قطع کردی. همانطور که در هنگام بهم ریختن گیسوانت، ما نیز در هم ریختیم و از تو دور شدیم.
هوش مصنوعی: ما سختیها و بیمهریهای تو را به کسی نگفتیم و در دل خود نگه داشتیم و از تو دور شدیم.
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و ناراحتی دوست سنگدل، تمام راهها را با اشک پر کردیم و ادامه دادیم.
هوش مصنوعی: دل ما همچون غنچهای بود که دردهای زیادی را تحمل کرد. اما ناگهان مانند گلی که میشکفد، از ناامیدی رها شدیم و به زندگی ادامه دادیم.
هوش مصنوعی: وقتی که تو ما را خوار و بیارزش کردی، ما هم تصمیم گرفتیم که دیگر به تو وابسته نباشیم و راه خود را ادامه دادیم.
هوش مصنوعی: ما هرگز از این در به بیرون نمیرفتیم، اما از خودمان دور شدیم و رفتیم.
هوش مصنوعی: عهد و پیمان تو را هرگز فراموش نکردیم، حالا با دل راحت خوابیدیم و از این دنیا رفتیم.
هوش مصنوعی: اگر رفتن ما به خوبی تو بستگی داشت، ما با کمال میل از جان خود گذشتیم و حرکت کردیم.
هوش مصنوعی: جلال! اگر نمیتوانیم با قدرت و شجاعت پیش برویم، بهتر است که در میان سیل خون فرو بیفتیم و بسازیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به رخ خاک درت رفتیم و رفتیم
دعای دولتت گفتیم و رفتیم
ز روی خویش کردی دور ما را
چو گیسویت برآشفتیم و رفتیم
جفاهای ترا با کس نگفتیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.