ای سایبان شاهی بر آفتاب بسته
برگرد ماه زنجیر از مشک ناب بسته
بالای تو ز زلفت سروی ست عنبرافشان
رخسار تو ز خطّت ماهی نقاب بسته
جادوی زلف شستت بر چشم مَی پرستت
صد فتنه را به افسون در عین خواب بسته
زلف کژ تو داده بر باد خاک عنبر
روی تو از لطافت آتش در آب بسته
ای چشم ناتوانت در آرزوی لعلت
مستی که هست دایم دل در شراب بسته
این سایه بان حُسنت کز عنبرش طناب است
بینی همیشه زین پس دل در طناب بسته
از تاب مهر رویت در کان جان عاشق
دل خون گشوده آنگه یاقوت ناب بسته
شد اوّلم جگرخون و آمد ز دیده بیرون
بار دگر جگر شد خونی کباب بسته
کرده ست نرگس تو خون جلال غارت
وز بند زلفت او را در اضطراب بسته



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیبایی و جاذبههای معشوق میپردازد. او از زلفهای معشوق که به مانند زنجیری بر گرد ماه بسته شدهاند و زیبایی رخسار او که همچون ماهی نقاب زده است، سخن میگوید. شاعر از تأثیر جادوی زلف معشوق بر چشم خود و فتنههایی که در دلش ایجاد کرده، میگوید. همچنین، او به همراهی احساساتی چون مستی و درد دل اشاره کرده و از ارتباطی عمیق و پر التهاب با معشوقش سخن میگوید. در پایان، شاعر به تأثیر خاص زلف معشوق بر حال و روز خود و دلبستگی عاطفیاش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ای سایهی پادشاهی که مانند سایهای بر روز روشن قرار گرفتهای، برگرد و مانند زنجیری از مشک خالص به دور ماه بپیچی.
هوش مصنوعی: موهای تو مانند درخت سرو است که سر به آسمان کشیده و بر چهرهات مانند ماهی، پردهای از زیبایی افتاده است.
هوش مصنوعی: جادوی موهای زیبایت چشمان عاشق را مجذوب خود کرده است و صدها مشکل و فتنه را به راحتی و به طور مخفیانه در خواب نهاده است.
هوش مصنوعی: زلف پیچیده تو در باد منتشر شده و چهرهات که مشابه عطر عنبر است، به قدری لطیف است که گویا آتش در آب خاموش شده است.
هوش مصنوعی: چشمان ناتوان تو در آرزوی لبهای سرخت همیشه مستی را طلب میکنند و دل من همواره در جذبهی عشق گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: این سایهبان زیباییات که به مانند طناب عطر عنبر است، نشاندهنده این است که از این پس همیشه دلام به این زیبایی وابسته و گرفتار خواهد بود.
هوش مصنوعی: از نور تابناک چهرهات، جان عاشق به درد و رنج افتاده و قلبش را شکسته و از این حال، مانند یاقوت خالص، درخشان و زیبا شده است.
هوش مصنوعی: نخستین بار که دلم شکسته و ناراحت شدم، اشکهایم از چشمانم بیرون آمد. بار دیگر هم دل من به همین صورت جگرخون شد و غم و اندوه همچنان وجودم را فرا گرفت.
هوش مصنوعی: نرگس تو باعث شده که خون جلال را به سرقت ببرد و او هم به خاطر بند زلف تو در حال اضطراب و ناراحتی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای رنگ عارض تو، آتش در آب بسته
وی چین طرّة تو ، از مشک ناب بسته
جادوی غمزۀ تو ،بگشاده دست صنعت
بر عارض تو از خط، نقشی بر آب بسته
نرگس ز شرم چشمت، در پیش سرفکنده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.