در میان چشم و دل خون اوفتاد
راز ما از پرده بیرون اوفتاد
چشم مستت دلربایی پیشه کرد
فتنه ای در ربع مسکون اوفتاد
پرتوی زد عکس رویت بر فلک
غلغلی در اوج گردون اوفتاد
مرحبا ای جان جانها کز رخت
فال مشتاقان همایون اوفتاد
هر سحر کآید صبا از کوی دوست
همچو غنچه در دلم خون اوفتاد
طرفه می دارم که عشق چون تویی
در دماغ چون منی چون اوفتاد
تا به چشم من درآمد اشک من
از دو چشمم درّ مکنون اوفتاد
حُسن لیلی یک نظر بنمود روی
هر دو کون از چشم مجنون اوفتاد
در سماع از شعر شیرین جلال
هر زمان شوری دگرگون اوفتاد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأثیر عمیق عشق و زیبایی معشوق بر دل و جان خود اشاره میکند. با توصیف حالات مختلف، نشان میدهد که چگونه زیبایی معشوق موجب فتنه و شور و حالتی خاص در وجود او میشود. همچنین، درد و شوق ناشی از عشق به صورت اشک و غم در دل او نمایان است و حضور معشوق را به گونهای توصیف میکند که در هر نظر و جلوهای، تأثیرش در جهان و دل او محسوس است. شاعر با ذکر لیلی و مجنون، این عشق را به اوج رسانده و به شور و حالتی غنایی و افسانهای میدهد.
هوش مصنوعی: چشم و دل من به شدت تحت تأثیر یکدیگر قرار گرفتهاند و رازهای ما از پنهان بودن خارج شده و نمایان شده است.
هوش مصنوعی: چشم زیبا و سرمست تو، به راحتی قلبها را فریب میدهد و موجب شده است که دلها دچار فریب و آشفتگی شوند.
هوش مصنوعی: تصویری از چهرهات در آسمان تابید و صدای آن در اوج دنیا منتشر شد.
هوش مصنوعی: سلام به جان جانها! از زیبایی تو، شوق و اشتیاق عاشقان به اوج رسیده است.
هوش مصنوعی: هر صبح که نسیم از سوی یار میوزد، در دلم مانند غنچه، غم و اندوه او به جانم میافتد.
هوش مصنوعی: عشق مانند تویی که در دماغ من نشسته، باعث میشود که دچار حیرت و شگفتی شوم.
هوش مصنوعی: وقتی اشک من از چشمانم سرازیر شد، مروارید پنهانی در آن اشک نمایان گشت.
هوش مصنوعی: زیبایی لیلی یک نگاهی به دنیا انداخت و مجنون از شدت عشقش به او، همه چیز را از دست داد.
هوش مصنوعی: در گوش دادن به شعر زیبای جلال، هر لحظه احساسی جدید و متفاوت به وجود میآید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از جماع نره خر بر ماده خر
رغبتی بر طبع خاتون اوفتاد
با عمود شوهرش در نیمه شب
از جلو آویخت در . . .ون اوفتاد
گفت از بیراهه بیرون کن سمند
[...]
دل ز دستش رفت و در خون اوفتاد
عقل او از پرده بیرون اوفتاد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.